دوست دارم جهانگرد باشم. دلم میخواد همیشه تو راه باشم، کوهها رو بالا برم و جنگلهای قشنگ دنیا رو ببینم. غذای هر کشوری رو بخورم و همه جای زمین رو کشف کنم. وقتی تو ماشینم و باد میخوره به صورتم دلم میخواد انگشتام با باد برقصه.
میخوام صبحها با صدای پرندهها بیدار شم، نه با آلارم گوشی. کولهم رو بردارم و برم سمت جادهای که نمیدونم کجا تموم میشه. شبها زیر آسمون پر از ستاره بشینم و به آدمهایی فکر کنم که تو راه دیدم،کسایی که هیچوقت دوباره نمیبینمشون. هر روز یه تجربه جدید، یه آدم جدید، یه دنیای جدید.
میخوام رد پام رو روی شنهای ساحل بذارم، تو برفهای کوه گم شم و بوی بارون تو جنگلهای بارونی رو نفس بکشم. دلم میخواد از هر گوشه دنیا یه خاطره با خودم بیارم. میخوام جهان گرد باشم تو سفر تجربه کنم.
وای دلم میخواد یه نقشه جیبی از جهان داشته باشم و هرجا که رفتم رو روش با مداد سبز علامت بزنم.
خورشید در دستان ماه.
Written in these walls are the stories that I can’t explain.
"هرچی میخوان بگن،به نظر من زندگی زیبا و شگفت انگیزه، حتی با وجود بحران ها و معرکه های این دورهای که درش زندگی میکنم."