شک، پنجرهای به روی دنیا وا کرد
شک، آن لغت غریب را معنا کرد
شک، خیره به زندگی، حقیقت را هم
بین همهی دروغها پیدا کرد
#ایرج_زبردست
@robaee
بیرون ز خیال و خواب و خاطر شده ای
با منطق خویشتن مجاور شده ای
گفتی که محال است جدایی از تو
افسوس که بر محال قادر شده ای
#محمدجواد_جلالی
@robaee
یک کوپه پُر از ترانه با خود می بُرد
یک قصّهٔ عاشقانه با خود می بُرد
روزی که قطار سوت آخر را زد
چندین چمدان بهانه با خود می بُرد
#محمدبابایی
@robaee
شر همه را از سر خود کم کردم
خون بر دل چشم و اشک نمنم کردم
تا تازه شود گلوی تنهاییهام
غمنوش تو را روی دلم دم کردم...
#مرتضی_درزی
@robaee
ایران! همه با عشق تو همپیمانیم
همپای شهیدان تو در میدانیم
این رزم شبانهمان حسابش با تو
صد شب که نه، صد قرن شود میمانیم
#زهرا_آراسته_نیا
@robaee
از روز ازل رسیده کمکم به دلم
باران شده و چکیده نمنم به دلم
اینک دلم آشیـانۀ عشق علیست
پس حق بدهید اگر بنازم به دلم
#علیرضا_مهران
@robaee
آیین و مرام قاتلان را بشناس
خونخواریِ گرگانِ جهان را بشناس
جز بستن آب، پیشهی آنها نیست
ای شعر! یزیدان زمان را بشناس
#محمد_مرادی
@robqee
عشق، اولِ راه ، چهرەی ماهی داشت
آرامش دلپذیر و دلخواهی داشت
من بچەغزال تشنەای بودم و او
در برکەی قلب خویش، تمساحی داشت
#جليل_صفربيگى
@robaee
یک قلبِ پر از گُدازه با خود دارم
یک زخمِ همیشه تازه با خود دارم
هنگامِ تولّدم کسی در من مُرد
عمریست که یک جنازه با خود دارم
#ابوطالب_اسلامی
@robaee
تب ، یک تب ناگهان شکستم میداد
چون شمع، سری شعلهپرستم میداد
میسوختم آنچنان که آتش تا صبح
فریادزنان آب به دستم میداد
#ایرج_زبردست
@robaee
شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گریه روبرو عاشق او
پایانِ حکایتم شنیدن دارد
من عاشق او بودم و او عاشق او....
#ایرج_زبردست
@robaee
گفتند کلام تابناکم کفر است
اندیشه ی اشراقی تاکم کفر است
اینسان که طواف می کنم میکده را
گر کعبه نسازند ز خاکم کفر است
#ایرج_زبردست
@robaer