آنان که چراغ عشق افروختهاند
چون شمع به سوز دل خود سوختهاند
شوریدن و بر قامت شب زخمزدن
رسمیاست که از ستاره آموختهاند
#سیدحسن_حسینی
@robaee
کی زندگیام شیر و شکر شد با تو؟
کی حال بدم دست به سر شد با تو؟
تنهایی تو اگرچه پر شد با من
تنهایی من شلوغتر شد با تو
#مجید_افشاری
@robaee
چون گرد و غبار، بیوضو راه نرو
آن گوشه کنار، بیوضو راه نرو
این میوه نظرکردهی آلالله است
در باغ انار، بیوضو راه نرو!
#ملیحه_رجایی
@robaee
خونی شده و سرخ و رسیدهاست دلم
ماندهاست به شاخه و نچیدهاست دلم
دست تو به خون جگرم آلودهاست
مانند اناری ترکیدهاست دلم
#جلیل_صفربیگی
@robaee
خاموشم و از زبان خود میافتم
یخ می زنم از دهان خود میافتم
وقتی که دل من از کسی میگیرد
با چارانه، به جان خود میافتم !
#عارف_خوشرودی
@robaee
در چشم تو صد بهار جاساز شده
با خندهی تو خدا همآواز شده
دلتنگی بسیار ولی میبخشد
یاد تو چقدر دست و دل باز شده
#صدیقه_محمدجانی
@robaee
ای عشق که در سینه تو را می کارم
خود را به کدام زخم تو بسپارم؟
پیش چه کسی گریه کنم شعرم را
ابرم را در کجا زمین بگذارم؟
#جلیل_صفربیگی
@robaee
مجموعهی غُصه های کوتاه منند
سرریز جنون گاه و بی گاه منند
من شعر نگفته ام فقط سوختهام
اینها همگی برادهی آه منند
#جلیل_صفربیگی
@robaee
از عشق و شلوغ کاری اش دلگیرم
با حاشیههای بی حدش درگیرم
من راه نفس کشیدنم تنهاییست
این زخم اگر بخیه شود می میرم
#جلیل_صفربیگی
@robaee
یک لحظه نرفتهام به جلد قفسی
زندانی من نبوده حتی مگسی
یکعمر به من کلاغ شلیک شده
من سنگ نگفتهام به گنجشک کسی
#جلیل_صفربیگی
@robaee
از برکه درآمدم درآوردم پر
هی باله زدم به رود رفتم آخر
می خواستم از رود به دریا برسم
از قوطی کنسرو درآوردم سر
#جلیل_صفربیگی
@robaee
کافی است نظر کنی به عالم یک آن
تا زندگی جهان بگیرد سامان
در حسرت تابیدن نورت هستیم
خورشید زمان منتظر جمعه نمان
#محمدحسن_محمدی
@robaee