#درمان_قطعی_سرطان_بدخیم
#خاطره_منتشر_نشده_ایت_الله_تبریزیان
تازه ازدواج کرده بودیم ، همسرم و خیلی دوست داشتم ، یه روزی احساس درد شدیدی کرد، سریع رفتیم دکتر ، دکترا گفتند یکی از بدترین انواع سرطان رو گرفته خانمت و تا دو ماهه دیگه بیشتر زنده نیست ، واقعا کم اوردم ، دنیا برام تیره و تار شده بود تا اینکه به ذهنم اومد برم سراغ اهل بیت ، رفتم گشتم بالاخره تو کتاب توحید مفضل نسخشو پیدا کردم ،خدا شاهده بعد یک هفته ای همسرم خوب شد ، این داستان باعث شد بنده برم تو کار طب اسلامی و الان کلی نسخه برای درمان بدترین بیماری ها دارم که خیلی ها ازشون جواب گرفتن همه رو بصورت رایگان میذارم تو کانال زیر ...
👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/2289893380C1c97ba6dca
مهمونی بودیم یکی از فامیل تازه از هند برگشته بود
همش از هند رفتنش میگفت.....
گفت اونجا اینقد به من احترام گذاشتن که فکر میکردم منو میپرستن
یهو پدر بزرگم گفت
آره هندیا اکثراً گاو پرستن😂❤️
🆔 @Robick
یارو ميره ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ، صاحب مغازه ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺫیتش ﮐﻨﻪ بهش گفت :
ﺍﮔﺮ تونستي 20 ﺗﺎ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭻ ﺑﺨﻮﺭﯼ! ﻣﻬﻤﻮﻥ منی!
یارو ﯾﮑﻢ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ ﻭ گفت:
من ﺑﺮﻡ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺩيگه ﺑﯿﺎﻡ بخورم؟
ﺧﻼﺻﻪ رفت ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ بعد ﺍمد 20 ﺗﺎ ﺳﺎﻧﺪﻭیچو خورد!!!
صاحب ﺳﺎﻧﺪوﯾﭽﯽ بهش گفت ﻣﻬﻤﻮﻧﻪ خودمی
ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ببینم ﺍﻭ ﻧﯿﻢ
ﺳﺎﻋﺖ کجا ﺭفتي؟!
یارو گفت : ﺭﯾﺴﮏ ﻧﮑﺮﺩﻡ ، ﺍﻭﻝ رفتم ﺳﺎﻧﺪﻭیچیه کناري 20
ﺗﺎ ساندويچ خوردم
ببینم ميتونم ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﺑﻌﺪ اومدم اينجا شرط بستم😯😃
🆔 @Robick