🕊از ولادیمیر ناباکوف به ورا:
بله، به تو احتیاج دارم؛ قصهی پریان من. زیرا تو تنها کسی هستی که میتوانم در مورد رنگ یک ایر با تو صحبت کنم، از نغمهی اندیشهای.
#ازبه
@roghenevis💌
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ز وقتی که رفتی
شکسته بالُم
به بارون غم، خیس خورده خیالم
ز وقتی که رفتی
شکسته دل شو
که سقف ستاره نمیدونه حالُم
#آوا_نامه
@roghenevis💌
عرفان طهماسبیShame Taar.mp3
زمان:
حجم:
13.7M
تهِ قصه درده
شب قصه سرده
نصیب مو از تو
همین شومِ تاره...
#آوا_نامه
@roghenevis💌
🕊️ از آلبرکامو به ماریا کاسارس:
دلم پیش توست و امروز بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشته هایم را بدهم تا بتوانم تو را با تمام غمم ببوسم.
#ازبه
@roghenevis💌
☕️ | به یاد دارم روزی پدر از من خواستند برایشان چای بریزم. چای را به اتاقشان بردم و مقابلشان که گذاشتم، چشمم به جعبهی چوبی و کاغذ تذهیب شدهای که روی میز کارشان بود افتاد.
این تصویر برای من ناآشنا نبود، اما پس از اینکه قلمش را برداشت و در سکوت مشغول نگارش نامه شد دریافتم که باید چای را بگذارم و بروم. از جا برخاستم اما پدر از من خواستند بمانم.
ایشان در حضور من نوشتن نامه را تمام کردند و تمبری را از جعبهای کوچک بیرون آوردند و به نامه الصاق کردند. روی تمبر تصویر ناصرالدین شاه بود و من تا به حال این تمبر را ندیده بودم.
بدون آنکه چیزی بپرسم، پدرم توضیح دادند:
تصویر شاه به عنوان اولین نماد قدرت، طرح اصلی تمبرهای قاجاری تازه چاپ شده در وین است که به آن ناصری چهار جور میگویند.
تا آنجا که میدانم این نخستین تمبر تصویری در ایران است و چون در یک سری چهار تایی به چاپ رسیده به ناصری چهار جور معروف شده است.
پدر یکی از آن تمبرها را به من دادند و چشمهام از شادی برق زد. اول چون تمبرها را دوست داشتم و مهمتر از آن چون پدرم متوجه این شوق و علاقه شده بود و به آن بها میداد.
@roghenevis💌
🕊️از احمد شاملو به آیدا:
مرا توی بازوهایت، توی بغلت جا بده.
مرا زیر پاهایت، روی زمینی که بر آن قدم گذاشته ای، جا بده.
#ازبه
@roghenevis💌