🕊️از نادر ابراهیمی به همسرش:
این، میدانم که مدحِ مطلوبی نیست اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبانِ تاریخی.
#ازبه
@roghenevis💌
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو به مرگ و زندگانی
هله تو جز او ندانی
نه چو روسبی که هرشب
کشد او به یار دیگر
تو بسی سمن بران را
به کنار در گرفتی...💫
#آوا_نامه
@roghenevis💌
@roghenevismohsen_chavoshi_ghomarbaz.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا، هوس قمار دیگر
#آوا_نامه
@roghenevis💌
🕊️از جمال ثریا به زحل:
پناهندهام از هجوم غمها،
به آغوش سبز تو.🫂🫀
#ازبه
@roghenevis💌
نمیدانستم که انسان با خواندن نامهی عاشقانه میتواند زندگی کند و اگر دوباره آنها را بخواند ممکن است بمیرد...🫀
@roghenevis💌
رقعه نویس
«خمیرا وا رفت، جَلدی برو ازو کیسه، دو کف دَس آرد بیار»
فائزه سرش را چرخاند که دید صنم باجی دستش را بالا گرفته و جهتی را نشانش میدهد. «ها هَمو تو، بُجُنب دختر»
فائزه خواهرزاده صنم باجیست. مثل خودش ریزنقش است، اما کار کردنش تعریفی ندارد.
اکثر اوقات خرابکاری میکند و صنم باجی مجبور میشود خودش کار ها را دست بگیرد و دوباره و چند باره انجامشان دهد.
روی تشت مسی چمباتمه زده، آستین هایش را بالا داده. تند و تند خمیر را چنگ میزند تا یکدست شود، رویش را میپوشاند تا ور بیاید. بعد میرود سر وقت تنور. عرق سر و صورتش را با دستمال یزدی توی دستش پاک میکند. بوی نانِ سبزیِ محلی هوش از سر اهالی خانه میبَرد.
این روزها آرامشی نسبی در کشور برقرار است، بعد از نهضت های پشت سرهمی که یکی پس از دیگری در گوشه و کنار ایران برپا شدند، حالا میگویند نهضت جنگل در بندر انزلی غوغا کرده و میرزا کوچکخان پی دعوت میرزا احمدخان اشتری حاکم رشت میخواهد به آنجا برود.
اینها را حُسینقُلی برایمان تعریف کرد به نقل از پدر. خودش میگفت که نمیخواهد چغولی کرده باشد، فقط این حرف ها را محض خاطرجمعی اهل خانه میگوید.
طبق گفته هایش انگار اوضاع دارد به نفع انقلابیون پیش میرود.
یک هفتهای از آن ماجرا و خبری که از رشت رسیده بود گذشت.
پدر توی اتاقش تنها بود، رفتم پیشش، داشت چند پاکت نامه را مهر و موم میکرد. تعداد نامه ها خیلی زیاد بود.
در حین کار از زیر پاکت ها بسته تمبری را بیرون کشید و داد دستم و بیمقدمه گفت: «میگن میرزا کوچک خان به محض ورود به رشت حکومتی تشکیل داده و برنامه هاشو هم اعلام کرده.»
میدانست مثل خودش مشتاق شنیدن خبرهای جدید هستم.
روی تمبر ها را خواندم. نوشته بود: «پست انقلابی ایران گیلان ۲۵ ثور ۱۲۹۹»
پدر گفت: «این تمبر از همان ابتدای چاپش به تمبر انقلابی شهرت پیدا کرده.»
همانطور که پاکت ها را دسته میکرد و روی هم میگذاشت نفس راحتی کشید و گفت: «انشاءالله که سرانجام این انقلاب خیر باشد.»
✒️یادداشتِ ایران، رقعه نویسِ قاجاری
🕊️از آلبرکامو به ماریا کاسارس:
وقتهایی که آدم خود را بیچارهترین حس میکند، فقط نیروی عشق است که میتواند او را نجات دهد.
#ازبه
@roghenevis💌