🕊️از فرانتس کافکا به فلیسه:
بدرود عزیز من، هرچه باداباد، ما به دوست داشتن همدیگر ادامه می دهیم.
مگر نه؟
#ازبه
@roghenevis💌
کودک فلسطینی نوشته بود:
سلام، من هایا هستم و اکنون وصیت نامه ام را می نویسم ...🙃💔
#مرسوله
@roghenevis💌
🕊️از احمدرضا احمدی به داوود رشیدی:
صدای فرشتگان را خواهیم شنید.
فلاکت زمین را نظاره خواهیم کرد، تمام رنج های ما در رحمتی که سراسر جهان هستی را برخواهد گرفت محو خواهد شد و زندکی شیرین خواهد شد.
نرم، مهربان، مانند یک نوازش.
یقین دارم.
#ازبه
@roghenevis💌
🏫بالا خیابان، ساختمان ادارهی پست مشهد
🌿•| پدرم ارادت خاصی به علیبنموسیالرضا داشتند.
به یاد دارم در یکی از سفرهامان به محض ورود به شهر، میرزا اسماعیل خان که از تجار زعفران در مشهد بودند و در سفری به تهران از طریق دربار با پدرم آشنا شده بودند، به استقبالمان آمدند و ما را به منزل خودشان بردند.
منزلشان در محلهی نوغان بود و قرب مسافت سبب میشد ما هر زمان که اراده کنیم بتوانیم به زیارت برویم.
میرزا اسماعیل خان گاهی اوقات ما را تا حرم همراهی می کردند و میگفتند زیارت در ابتدای روز برکت کارم را بیشتر میکند.
یکبار در راه در منطقهای که به آن بالا خیابان میگفتند ساختمان نیمه کارهی بزرگی را نشانمان دادند و رو به پدر گفتند اینجا قرار است ادارهی پست، تمبر و اوقاف باشد اما ساختنش بیش از اندازه به درازا کشیده است. بعد خطی به پدر دادند که گویا درخواست مساعدت بود و از ایشان خواستند آن را به مقامات دولتی برسانند تا دستور بدهند ساخت عمارت سرعت بگیرد.
میگفتند مکاتبات و کارهایشان بعد از راه افتادن ادارهی پست خیلی راحتتر میشود و من آن روز دعای کنار پنجره فولادم را به ایشان اختصاص دادم...
📸 بالا خیابان مشهد، ساختمان ادارهی پست و اوقاف
📝 یادداشت از ایران، رقعه نویس قاجاری
🕊️از آنتوان چخوف به اولگا کنیپر:
دیشب خواب تو را دیدم عزیز ترین!
میدانی کجا؟
درکوپه ی قطاری، ما در سفر بودیم و تو مرا بوسیدی و من از خواب بیدار شدم.
یعنی به زودی می آیی، مگر نه؟
#ازبه
@roghenevis💌
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی قرارم ای نگارم
تو کجایی؟ خبر ندارم
پرسه های بی امانم
در خیابان ثمر ندارد 🌒
#آوا_نامه
@roghenevis💌
@roghenevisErfan Tahmasbi - Parse (320).mp3
زمان:
حجم:
9.4M
هوا امشب
هوای توست
اگر باران ببارد 🌊
#آوا_نامه
@roghenevis💌
🕊️از فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان:
در این ریا هستم که میآیی و میدانم که نمیآیی. آنقدر نخواهی آمد تا دیگر اصلاً امکان آمدن و با هم بودن برای هیچکداممان موجود نباشد. بمیریم و وقتی داریم میمیریم با تأسف و حسرت بمیریم، با خندیدن به تمام دیوارهایی که یک عمر دور خودمان ساخته بودیم و زندگیمان را میان این دیوارها خفه کردیم. 🪐
#ازبه
@roghenevis💌