ولی یادت بمونه وقتی همه تنهات گذاشتن من هستم، خودم میام بلندت میکنم بغلت میکنم حتی باهات گریه میکنم، بعد هم میگردم دنبال همه تیکه های شکسته شده قلبت و میچسبونمشون به هم؛
"دوستت دارم
شبیه قدم زدن در ولیعصر و بارانی که
غافلگیرم کند
"دوستت دارم"
شبیه غزل، شبیه سپید
شبیه نامههایِ شاملو به آیدا.
یه آدم هایی هستند
انگار متفاوتند با همه
همین که می آیند ته دلت را قرص می کنند
آرامش جانت می شوند
مواظب این آدم ها باش
ساده می آیند و سخت می روند
ولی وقتی رفتند هیچوقت برنمیگردند!
-یک ساعت چند دقیقه است؟
+وقتی اون باشه یک دقیقه است وقتی اون نباشه شصت دقیقه است.
مزخرف بودن روابط مجازی اونجا بهم ثابت شد که دیدم نمیتونم وقتی حالت خوب نیست بغلت کنم، اشکاتو پاک کنم، رو موهات دست بکشم، در گوشت حرف بزنم، از عصبانیت که سرخ شدی یه لیوان آب بدم دستت، بهت بگم پیشتم و هزار تا چیز دیگه'
برای خودم خط و نشان کشیدم که دیگر به او فکر نکنم، خطش محو شد و نشانش هنوز در دل هست؛
من شبیه دیگر عاشقان تو نیستم،
اگر ابری به تو دهد من بارانت میدهم،
اگر دیگری فانوسی دهد،
من ماه را به دستانت میدهم،
اگر دیگری شاخهای دهد
من درخت را برایت به ارمغان میاورم،
و اگر دیگری کشتی به تو بدهد
من سفر را پیشکش تو میکنم.