یه آدم هایی هستند
انگار متفاوتند با همه
همین که می آیند ته دلت را قرص می کنند
آرامش جانت می شوند
مواظب این آدم ها باش
ساده می آیند و سخت می روند
ولی وقتی رفتند هیچوقت برنمیگردند!
-یک ساعت چند دقیقه است؟
+وقتی اون باشه یک دقیقه است وقتی اون نباشه شصت دقیقه است.
مزخرف بودن روابط مجازی اونجا بهم ثابت شد که دیدم نمیتونم وقتی حالت خوب نیست بغلت کنم، اشکاتو پاک کنم، رو موهات دست بکشم، در گوشت حرف بزنم، از عصبانیت که سرخ شدی یه لیوان آب بدم دستت، بهت بگم پیشتم و هزار تا چیز دیگه'
برای خودم خط و نشان کشیدم که دیگر به او فکر نکنم، خطش محو شد و نشانش هنوز در دل هست؛
من شبیه دیگر عاشقان تو نیستم،
اگر ابری به تو دهد من بارانت میدهم،
اگر دیگری فانوسی دهد،
من ماه را به دستانت میدهم،
اگر دیگری شاخهای دهد
من درخت را برایت به ارمغان میاورم،
و اگر دیگری کشتی به تو بدهد
من سفر را پیشکش تو میکنم.
میخوام انقدر با من راحت باشی که وقتی کنار منی به موسیقی مورد علاقهت گوش بدی و جوری که دوست داری لباس بپوشی، وقتی خواستی باهام حرف بزنی فکر نکنی مزاحمی، بدونی که من همیشه باحوصله به تمام حرفها و نگرانیهات گوش میدم و براشون ارزش قائلم، چیزهایی که توی سرت میگذره رو بهم بگی، در حالی که دستات توی دستامه ترسهات رو باهام قسمت بکنی.
به نظرم قشنگ ترین نوع ابراز علاقه تو چشاش نگاه کردنه، یه جورایی سعی میکنی چیزایی رو از چشات بخونه که نمیشه به زبون آورد و قابل وصف نیس؛ اگه یه روزی تو چشات نگاه کردم و یه لبخند رو لبام بود، خودت بفهم تو اون لحظه خواستم دوست داشتن زیاد از حدمو بروز بدم و کلمه کم آوردم.
من لبخندت رو میبینم، نه بهم ریختگی دندون هات رو، ناراحتیتو میبینم، نه خط اخمت رو، نفس کشیدنت کنار خودم رو میبینم، نه قوز دماغت رو، انگشت های زیبات رو میبینم، نه خشکی دستات رو، من خوبیات رو جوری میپرستم که ویژگی های پایین ترت جایی تو قلبم ندارن، جوری دوستت دارم که هیچکس تا حالا نداشته؛