میدونی فاجعه یعنی چی؟ یعنی با احساس وارد یه رابطه بشی و با منطق ازش بیرون بیای .
حس اون بچه ای رو دارم که تو مدرسه بخاطر رفیقش با همهی کلاس چپ افتاده ؛
جلوی همه وایساده و کل کلاسو با خودش دشمن کرده بعد الان همون کسی که بخاطرش با همه دعواش شده رفته با یه نفر دیگه دوست شده .
مهم نیست شرایط چجوریه، تو که باشی همه چیز قشنگه، تو باشی هوای بارونی قشنگه، برف قشنگه، تو باشی هوای گرم و آفتابی هم قشنگه، تو که باشی قدم زدن تو خیابون لذت بخشه، با ماشین دور زدن تو شهر قشنگه، با موتور چرخ زدن تو خیابون هم زیباست، تو که باشی خنده قشنگه، گریه قشنگه، عصبانیت و قهرتم قشنگه، اصلا تو که هستی انگار تموم حسای خوب دنیا میان دور قلبم و محکم فشارش میدن. تو که باشی همه چی خوبه.
از دور تو را دوست دارم
از دور؛
بی آنکه عطر تو را حس کنم.
بی آنکه در آغوشت بگیرم،
بی آنکه صورتت را لمس کنم
تنها «دوستت دارم...»
«اُقسِمُ لَو وَجَدَت فیک عَیباً لَقُلتُ العِیب فی عَینی»
قسم میخورم اگر عیبی در تو پیدا کردم آن عیب از چشمانِ من بوده است؛
از یه جایی به بعد خورد شدم ، دقیقا بعد شبی که واسه اولین بار نبودنتو واقعاً حس کردم و تا استخونم سوخت ، دقیقا جایی خورد شدم که با خودم فکر میکردم و مدام تکرار میکردم نه امکان نداره میدونم اون هنوز دوسم داره ، درصورتی که تو رفته بودی و یجورایی این حرفام فقط واسه گول زدن خودم بود ، جایی خورد شدم که همه میگفتن عیب نداره بابا زخم و درد آدمو قوی تر میکنه و اینم از یادت میره و تهش فراموش میشه اما من هرروزی که از نبودنت میگذشت و یه گوشه از اتاقم میشستم و تمام خاطرات و پروسه ای که باهم گذروندیم و ورق میزدم و مرور میکردم و تهش هیچی بجز اشک و گریه نبود ، آره من خورد شدم .
میری بیرون مواظب خودت باش ، یادت نره لباس گرم بپوشی ، ماسکتو یادت نره ، من یدونه از تو بیشتر ندارما .