اگه میتونستم آینهی اتاقت میشدم که قشنگیاتو نگاه کنم ؛
یا بالشت زیر سرت که مخمل موهاتو نفس میکشه
اصن میومدم لابهلایِ رگای قلبتو خونه میکردم که با هر نبض تورو حس کنم
نمیدونم ولی نیاز دارم ؛ انقد بهت نزدیک باشم که هر لحظه ‹تورو› زندگی کنم .
بیشَک " آغوش تو "
هشتُمین عجایب دُنیاست
واردَش که میشوی
زمان بیمعنا میشود
هیچ بَعدی ندارد
بی آنکه حسَش کنم
روحَم تازه میشود
تمامِ ثروت دنیا را
به یک وجَبش خواهم بخشید . .
یکی از دلایلی که هیچ وقت هیچ جایی بهم خوش نگذشته این بوده که تو نبودی کنارم و هرلحظه دلتنگت میشدم و به این فکر میکردم که تو الان کجایی و داری چیکار میکنی .
من از عمیقترین نقطهی قلبم دوستت دارم . عمیقترین نقطهی قلب میدونی کجاست؟ اونجایی که هیچکسی برام شبیه تو نیست . اونجایی که خاطرههایی با تو ساختم و جاهایی که با تو رفتم رو با هیچکس دیگهای نمیتونم تکرار کنم .
اونجایی که راجع بهت با هیچکسی جز خدا حرف نمیزنم . اونجایی که دلم نه شبیه تو ، و نه بهتر از تو رو ، بلکه فقط بودن با تو رو میخواد .