eitaa logo
نفور♪♫رمـانـ انـتــقـامـ♫♪
190 دنبال‌کننده
45 عکس
8 ویدیو
0 فایل
سه خواهر. یک راز. یک مرگ" در دل شب‌های بی‌پایان، انتقام آتشی‌ست که خودت را خاکستر می‌کند، نه دیگری را. حقیقت همیشه راهش را پیدا می‌کند به جهان‌ ماخوش‌ آمدید جای میان‌ ترس‌و نورو سایه" <عضو جمعیت نویسندگان> 📝𝟭𝟮𝟳 "شروع‌ مون 1405/3/8"
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نفور♪♫رمـانـ انـتــقـامـ♫♪
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بریم برای پارت🤓
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬ پارت 59 هانا لباس هایش را پوشیده بود جلوی آینه به خودش خیره شده بود زیبایش درست مثل قبل بود ولی غم رو تو چشماش می‌شد فهمید وقتی پیام ارتا روی گوشیش دید به سمت در رفت ارتا به ماشین تکیه داده بود منتظر هانا بود وقتی چشمش به هانا خورد با لبخند گوشه‌ای لبش گفت ارتا:به‌به چه خوشگل شدی هانا با خجالت وخنده گفت همین که هست ارتا با لبخند گفت بله بله خانم درست می‌فرماید. حالا این بانوی زیبا به من افتخار میدن که باهم بیان هانا با لبخند ملایم وکمی شیطنت گفت امممممم نمیدونممم ارتا با تعجب گفت:هاناااا هانا:باشه بابا شوخی کردم فقط باید تا ساعت ۱۲ خونه باشم گفته باشم ارتا با خنده گفت چشم سیندرلا هانا:هه‌هه مسخر لوس ادامه دارد... کپی؟هرگز
من بدبخت پارت میدم بعد شما لف میدین واقعا که