♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎 ¸¸♫·♪¸¸♩·♬
پارت 68
هانا: الان دیگه رسماً نامزد شدیم 🥹💍 امروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود... کاش خانوادمم کنارم بودن، ولی اونا تو آغوش خاک بودن برای همیشه 😔💔
✨️صبح روز بعد✨️
هانا: با صدای زنگ گوشی از خواب پریدم. مثل همیشه ارتا بود 😑
هانا:بله؟
ارتا:سلاممم، خواب بودی؟
هانا:علیک سلام، آره.
ارتا: چه وقت خوابیدن آخه؟!
هانا: آخه صبح زود زنگ زدی دیگه.
ارتا: دیوونه شدی؟! ساعت دو ظهره! 😂
هانا:چیییییییییییییییییییییی؟ 😱 وای خداااا چرا بیدارم نکردیییی؟!
ارتا:ببخشید دیگه، تقصیر من نیست که تو رکورددار خواب تو ایران شدی 😂😂
هانا:آخه مگه میشه من دوازده ساعت بخوابم؟!
ارتا:خب معلومه که میشه، تازه رکورد قبلیت رو هم زدی 😂👏
هانا:🤦♀️🤦♀️🤦♀️
ارتا:به هر حال، میخواستم بگم با نرگس و شوهرش میخوایم بریم شمال. آماده شو دارم میام دنبالت.
هانا:آخه آدم عاقل نمیتونی اینو یه کم زوتر بگی؟! الان من چجوری چمدون حاضر کنم؟! من که تا الان تو رختخواب بودم! 😭
ارتا: «هانا، دو روز بیشتر نیستیم. فقط یه ساک کوچولو بردار.
هانا: ساک کوچولو؟! من دختر هستم ارتا! من برای یه شب موندن باید سه تا چمدون ببندم! 😤
ارتا: باشه باشه، هر کاری دوست داری بکن. فقط زود باش دارم میام.
هانا: «باشه پس خداحافظ! 🏃♀️
ارتا: «خداحافظ، عشقم 😘»
ادامه دارد...
کپی؟هرگز
♪♫رمـانـ انـتــقـامـ♫♪
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hah7t3v&btn=ناشناس پارت جدید تقدیم نگاهتون شنوای ن
ناشناس رو خالی نزارید یه پارت دیگه میدم
هدایت شده از 𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝𓏲
𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝🖇
فصل دوم𓏲
عاشق رمانی و هنوز اینجا جویـن نیستی ؟؟
اینجا هر خطـش یه حꨵس جـدیده >>>
رمـانی از جـنس اعـتماد و عـشق.
تیکـه ای از رمـان :
گنـدم:صـدای داد حـامی رو مـیشنیدم ولی چـشام باز نمیشد
حامیـم:عـشقم بـیا دخـترم ببــریم پـارک
حامیـم:ولی گندم من هـنوز دوسـت دارم
آرش:گـندم این کیه؟
گـندم:هیچـی مثل قبل نمیشه،وقتی من تورو میخواستم بهم پشت کردی
حالا منم که بهت پشت میکنم چه به درست چه به اشتباه !
ادامـه رمـان تـو چنـل زیـر:
@haamim71