eitaa logo
نفور ♪♫رمـانـ انـتــقـامـ♫♪
210 دنبال‌کننده
55 عکس
9 ویدیو
5 فایل
سه خواهر. یک راز. یک مرگ" در دل شب‌های بی‌پایان، انتقام آتشی‌ست که خودت را خاکستر می‌کند، نه دیگری را. حقیقت همیشه راهش را پیدا می‌کند به جهان‌ ماخوش‌ آمدید جای میان‌ ترس‌و نورو سایه" <عضو جمعیت نویسندگان> 📝𝟭𝟮𝟳 "شروع‌ مون 1405/3/8"
مشاهده در ایتا
دانلود
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬ پارت 51 هانا:خاله به چند نفر زنگ زده بود. اومده بودن خونه رو تمیز کرده بودن، غذا پخته بودن... ولی من دیگه هیچ اشتهايی نداشتم. انگار کلاً میل به زندگی توی وجودم خشکیده بود. بلند شدم. پاهام سنگین بود. رفتم طرف اتاقم. در رو باز کردم. وارد شدم. هنوز همون بو بود... همون بوی آشنا. مثل همیشه. اتاق پر از عروسک بود عروسک‌های من و هِلما. همه جا چیده بودن. انگار هیچی عوض نشده بود. انگار هنوز همون روزها بود. ولی نبود. در رو بستم. رفتم طرف تخت. خودم رو انداختم روش. حس عجیبی بود... بعد از این همه مدت، توی اتاق خودت، توی تخت خودت بخوابی... چه حس خوبی. چه حس غریبی. چه حس دلگیر و شیرینی. صبح که بیدار شدم، یه حس عجیب آرامش داشتم. یه آرامش تلخ. بلند شدم رفتم سمت حال. خاله میز صبحونه رو چیده بود. همه چی سر جاش بود. ولی من نبودم. من جای دیگه‌ای بودم. صبحونه رو خوردم. بلند شدم. حاضر شدم. رفتم قبرستون... ادامه دارد... کپی؟هرگز
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا