𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
ܦ̈ܩߊܝ ܩࡍ߭🥀 #part87 حامی:تابوت رو برداشتیم و رفتیم گذاشتیم جایی که شیرین قبلا بود بعد رفتیم زنگ رضا
واییییییییییی یعنی بعدش چی میشهه
عالی بود مرسیییی
https://eitaa.com/romanmannnn/7580
مثلا به پرفایل یک رنگ و رویی بدین
🐬🤍
هستی:نگار میگه چشم
زیبا:همون که هستی گفت😂
زیبا اگر حامیم یک روز باهات خوب باشه و دوست داشته باشه میمیبخشیش
هستی تو به شروین شک نداری
🐬🤍
زیبا:اوم🙂💔
هستی:نه😐😂
https://eitaa.com/romanmannnn/7597
بمیرم برات زیبا
من 💔❤️🫶
🤣🤣🤣🤣 افرین هستی
🐬🤍
زیلا:خدانکنهههههه
هستی:😂😂😂😂
زیبا عزیزم تو کابوسات چی میبینی
هنوز هم حامیم کنارت میخواب
🐬🤍
زیبا:خواب بابام که داره کت.کم میزنه با مامانم جن.گ میکنه و....... آره🙂
هستی:بمیرم واست🥺
حالا که فکر میکنم بیشتر معنی اسم رمانت رو میفهمم اسم رمانت قمار من
یهنی زیبا رو داخل بازی قمار فروختن به حامیم
این داستان هم از زبون زیبا نوشته شده برای همین اسم رمان قمار من 😅
🐬🤍
زیبا:بهبه خسته نباشی😂
هستی:بهبه😂😂
زیبا هستی تولدم نزدیکه 10 شهریور بهم تبریک میگی
🐬🤍
زیبا:تولدت مبارک عزیزدلم به تمام آرزو های قشنگت برسی❤️
هستی:تولدت مبارک قشنگم آرزو هات خاطره شن واست🤍