یهچنلمخصوصطرفدارایفیلموسریالکرهای🤍🇰🇷
https://eitaa.com/KOREA_Actors_1996
میکسهایعاشقانه🫂🫀
https://eitaa.com/KOREA_Actors_1996
ادیتهایناب 👀📱
https://eitaa.com/KOREA_Actors_1996
معرفیفیلموسریالبرایهرژانر🎞📽
https://eitaa.com/KOREA_Actors_1996
پستهایجدیدبازیگرا⛓🎬
https://eitaa.com/KOREA_Actors_1996
پارت ۱۰۷🔴❌
سمانه - معجزه ... ؟! چه معجزه ای جانا ... ؟ معجزه زندگی تو خودتی ٬ معجزه خوده آدمان😕
که مسیر زندگیشونو انتخاب میکنن تو حرف از کدوم معجزه ای میزنی
که برات هیچکاری نمیکنه؟😒
به خودت بیا جانا داری کجا میری ...؟ میخوای به کجا
برسی ... ؟
هنوز نگاهم سرد وخشک دوخته شده بود به عقربه ها
جانا-تو سرنوشت همه ی ما معجزه ای خاص از طرف خدا تعین شده که قطعأ در زمان
خودش اتفاق میفته ... 🌙
یه شخص خاص ... یه اتفاق خاص ... یه موهبت خاص ... منتظر
معجزه خودم هستم .🥺😞
بنفشه - قربون این حال خرابت بشم جانا ... بخدا طاقت دیدن این حالتو
ندارم نریز این اشکارو😶🤭
سمانه - جانا پاشو یه ساعت وقت داری عزیزم
تکیه بده به تاج تخت یکم ارایشت کنم ...🙂
صورتت خیلی بی روح شده از بس که گریه کردی چشاتم قرمزه☺️
***
صدای عاقد صدای ساییده شدن قند نگاه و لبخند های پی در پی کسری همه و همه به قلبم به مغزم هجوم می اوردن و تحمل شرایط رو برام سخت تر میکردن ... انگار که ....
ادامه در پارت بعد...🥲
پارت۱۰۸🔴❌
انگار که...اکسیژن بهم نمیرسید حس خفگی داشتم ... نگاهم به سمت بچه ها کشیده شد ... 👀
تو نگاه هر کدومشون دلسوزی موج میزد...
غم تو چشامو بغض تو گلومو فقط این سه نفر درک میکردن...🥲
مامان - مادر باتواماااا...
جانا-بله
مامان - باره چهارماهه
چیشد وااای خدا گند زدم کل کشیدن و دست زدنشون که بلند شد فهمیدم چیشده🥺
کسری - فکر نمیکردم انقد هول باشی
مامان - دختر تو عقل نداری ... ادم یه با اجازه بزرگتری پدری مادری یچیزی میگه
بابارو که دیدم فهمیدم ناراحت شده😑
از شرمندگی سرمو انداختم پایین
تو همون محضر از اکثر مهمونا خدافظی کردیم وضعیت روحی بابارو بهونه کردم و به
خواسته من هیچ جشنی ام بر گزار نکردیم.😶😣
کسری در ماشین رو برام باز کرد
کسری- خب خانم ... کجا بریم ؟
جانا-خونه ... خونه ما
کسری- میگم اگه موافق باشی شامو بریم بیرون ؟ نظرت چیه ؟
جانا-با این لباسا که نمیشه بیام حداقل بریم خونه من لباسامو عوض کنم🙄
ادامه در پارت بعد....🥲