1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای[ من ]
کنسرت دیشب تهران🤌
https://eitaa.com/romanna
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری مبین🌻
کنسرت دیشب
https://eitaa.com/romanna
(پارت17)❤️🔥
دستمو گرفت رفتیم داخل فروشگاه یکم چرخیدیمو یکی از فروشنده های اقا اومد سمتمون👫👚
-فروشنده: میتونم کمکتون کنم ؟👱🗣
-حامیم:چیزی انتخاب نکردیم🙄
- فروشنده:اگه برای عقد، جشن های ساده میخواین مدل لباسای بالا هستن اوناهم
همشون ست هستن👀👫
-فروشنده:حالا برای عقد یا جشنه معمولی؟
از حرفه فروشنده خندم گرفت وتا خواستم توضیح بدم حامیم دستمو فشار دادو به طور غیر مستقیم یعنی حرف نزنو ساکت ٬ که لبخند رو صورتم خشکید و خفه شدم😳😞😣
- حامیم:هر دو
داشتیم از پله ها میرفتیم بالا که صورتمو سمته حامبم کردمو گفتم
-جانا:چرا ... چیزی نگفتی؟🧐
- جامیم:چه دلیلی داره به همه تو ضیح بدیم ... 🤨
چه اهمیتی داره که دیگران چه فکری
میکنن بزار فک کنن که نامزدیم چه بهتر...😎
از حرفش خندم گرفتو غش غش زدم زیر خنده داداش به این غیررررتی ...🤪
با اینکارات من نترسم خوبه ...🥸
از شل شدن دستاش و گرفتگیه صورتش فهمیدم که ناراحتش کردم )😖
ای توووو روووحت جانا باز حرف زدی تووو☹️
( دسته راستم تو دستش بود با دسته چپ
صورتشو برگردوندم سمته خودم🤏
تو چشاش که پر حرف وسوال بودزل زدم👀
خیلی خودمو کنترل کردم از اینکه نمی گفت چه مرگشه خیلی عصبانی بودم🤬😨
ادامه در پارت بعد.....😢