eitaa logo
رمان حامی[خورشیدوماه]💌❤️‍🩹
62 دنبال‌کننده
266 عکس
81 ویدیو
1 فایل
سلام خوش اومدی به کانال خودت قراره که یه رمان درام همراه با لحظاتی غمگین و طنز را براتون به نمایش بزاریم😉 💌رمان: خورشید و ماه❤️‍🔥 1403/11/23 👩🏻‍💻نویسنده: فرزانه 🎭ژانر: درام
مشاهده در ایتا
دانلود
استوری جدید حامیم روز جهانی زن رو تبریک گفته 🥺❤️ https://eitaa.com/romanna
دوستان گرامییی توجه❌ پارت19را از بیرون که اومدم میزارم . ساعت20میشه حدودا😉
لف ندید بمونید تا برگردم🙈
باشه الان بیرونم اومدم میزارم😂
من دوباره اومدم اینجاا😢(دندونپزشکی) اومدم پارت میدم
سالگرد رز سفید مبارکمون باشههه✨🤍
بریم پارت19؟😉
(پارت19)❌🔴 -حامیم: خب حالا از لباس امشب ... اینجا چیزی مناسب امشب نداره .🙄 بریم من یه فروشگاهی رو میشناسم که فکرمیکنم بشه اونجاام لباسای ست پیدا کرد.🤑😙 تودلم گفتم حالا چه اصراریه ست کنیم🤨 از پاساژ رفتیم بیرون حامیم جلو تر رفت ماشین و اورد....🚘 -جنا:اه....حامیم یبار نشد تو ماشین تو یه اهنگ شاد باشه .اینا چیه گوش میدی همش پاپ 😩 - حامیم:اینا با روحیه من سازگاره 🙄 چشمم افتاد به ساعته ماشین🕰 -جانا:هیییییییییییی ........واااااااااااای .....حاااااامیییییممممم🤦‍♀ -حامیم: چته ... چه خبره ؟🤷‍♂ - جانا:حامیم ساعتو .... یه ربع مونده به ۷ مامان گفت هفتو نیم هشت میریم🤦‍♀😾 -حامیم: خب حالا انگار چیشده ... 😹 یه مهمونی ساده بخاطر کسری خان چیز مهمی نیس ... 😒 چب چب نگام کردو: -حامیم: ببین جانا حواستو جمع کن دوس ندارم قبل از هر مهمونی اینارو بهت گوشزد کنم با کسی گرم نمیگیری از کنار منم جم نمیخوری ... 😬 ملتفتی که ؟👍 -جتما: اووووووف ... بله😉 - حامیم:افرین دختر خوب👏 -حامیم: همینجاس ... اینجا پیاده شو تا ماشینو پارک کنم.🧍‍♂🚗 اومد سمتمو دستم و گرفت البته همیشه عادت داشت دستمو بگیره.🙄 یبار بهش گفتم که چرا هر جا میریم دستمو میگیری ....🤥 ادامه در پارت بعد.....😢
پارت19 تقدیم به شما قشنگام🤍
منتشر شده از حامیم گردنبندشو🥹✨ 1403/12/16 https://eitaa.com/romanna
1.مرسی قشنگمم😘 2.دو پارت عزیزم🙏