(پارت21)🤍
خدارو شکر که موهام اتو داشت وگرنه کلی وقتمو میگرفت موهامو بافتم و انداختم سمته راستم 😉😊
یه روسری ساتن مشکی گره ای بستم یکم ارایش کردم ... 💫
لاک هم رنگه لباسمم زدمو ...
کیف دستیه مشکیمم برداشتم..👜
یادم افتاد عطر نزدم برگشتم بردارم که فهمیدم دسته حامیمهه😩
رفتم سمته اتاق حامیم دوتا زدم به درو رفتم تو.🚪🖐
- جانا:اوه ... اوه ... اقای سیکس پکوووو ... چه کرررررده ... شلوارو پیرهن مشکی با
کت ابی نفتی .👀🫀
فیته تنش بود خیییلی بهش میومد نگاش افتاد به من پلکم نمیزد.👁👣
-جانا:چیزی شده حامیم
- حامیم:این رنگ چقد بهت میاد جانا😗
-جانا: ن به اندازه تو ...
رفتم شیشه عطرو برداشتم و باهاش دوش گرفتم.😜
هنوز نگاهش رو من بود با نگاهش
حرکاتمو دنبال میکرد انگار باراوله که منو میبینه 😖
این حرفارو همینطور که از پله ها میرفتم پایین میگفتم.
-جانا:حامیم من رفتم پایین الان مامان ،بابا داغ میکنن ... توام زود باش🙏🤌
-حامیم: ... اومدم ... مامان و بابا یه ربع پیش رفتن ... خودم گفتم برن منتظر ما نباشن.✌️
سوار ماشین شدیمو داشت استارته ماشینو میزد نگاهش قفل شد رو موهام👻
ادامه در پارت بعد.....😢
{های} ❤️
رمان خورشید و ماه را خوندی؟
_نه
+بیا پیشمون که ما داریم رمانی مینویسیم که دوست دارم تو هم بخونیش🙃🤍
سر به چنلمون بزن پشیمون نمیشی❤️
•تاسیس شده[1403/11/23]
برای حمایت ازکانال اعلان هارافعال کنید🤍
•لینک کانالمون
https://eitaa.com/romanna
بچه ها این بنرمون برا هر کی میدونید بفرستید آمارمون بره بالا مرسی😉❤️🔥
257.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب فعلا قشنگا. تا پارت 22که شب میزارم😎🫂
Haamim Panah.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
اولین هوش مصنوعیِ ساخته شده با صدای حامیم 🫴🏻
موزیکِ پناه از فرید فرد با صدای حامیم
خیلی قشنگه😭
(پارت22)💙🔷
-حامیم: فک کنم اگه میزاشتم موهاتو کوتاه کنی بهتر میشد.😜
کاملا متوجه منظورش شدم.😏
-جانا: نخیررر اقاااا ... اولا بخاطر حرفه شما نبود خودم پشیمون شدم ... بعدشم همشو
کوتاه نمیکردم.😌🥇
یه نیش خندی زدو حرکت کرد تا چند دقیقه ای سکوتی بینمون بود.🤫
رسیدیم به اخرین خیابون
-جاما:واااااااااااای ... چه خبرررررره!!!!🤯
- حامیم:کاش از اینور نمیومدیم چه تصادفی!...😨
-جانا:حالا چیکار کنیم ...؟ راه فرعی نداره ..؟ اه ... کم دیر شده بود اینجاام موندیم...🤬😤
-حامیم: چیه خیلی عجله داری واسه رفتن ...🙄
بین حرفاش گوشی زنگ خورد ...📱
-حامیم: جانم مامان ... 🩰
داریم میایم تو راهیم تصادف شده ...🚧 ترافیکه ... 🚘نیم ساعت دیگه اونجایم ...
خب چیکار کنم مادر من مگه دسته منه ...🤷♂ چشم ... باشه ... چشم😮💨
گوشیشو پرت کرد روی داشبورد ماشین دستشو گذاشت کنار شیشه ماشین و سرشو
تکیه داد به دستش نگاهشم دوخت به بیرون🤥😶🌫
-حامیم: جانا... اهنگو عوض کن.
توی دلم غر زدمو گفتم ... یبارم اهنگ شاد گوش کن چیزی میشه؟🥴
-حامیم: باشه دوس داری بزار بمونه...🥱
بالحن ارومی گفتم
-جانا:چه اهنگی دوس داری بگو عوضش کنم☹️
ادامه در پارت بعد.....😢