بچه ها سایت ناشناس بهم ریخته بالا نمیاد لینک و مجبوریم دوباره عوض کنیم😊😞
(پارت24)🔴❌
صدای بابا رو شنیدم که گفت:🧔
-بابا: جانا جان ... بیا به کسری جان یه خوش امد بگو...🗣🤌
-جانا:ببخشید شبنمو دیدم حواسم پرت شد.🤚
نگاهمو سمت کسری چرخوندم حسابی تغیر کرده بود پسر پخته وجاافتاده ای شده
بود👍💪
تیپ و هیکلشم حرف نداشت اما نمیدونم چرا از همون بچگی حس خوبی بهش نداشتم😢😒
.
-کسری: این حرفا چیه جاناجان ...خوب هستین ماشالا بزرگ شدین چه خانمی
شدین..😜
از حرفه جانا جانش اصلا خوشم نیومد😳 خیره سرش ۴ سال خارج بوده جوری حرف
میزنه انگار همین دیروز بوده که همو دیدیم.😂
حامیم ودیدم اومد سمته چپم وایساد و دستمو گرفت نگاهمو از صورت حامیم روی
دستای قفل شدمون دوختم.🤝
-کسری:شنیدم امسال کنکور شرکت میکنین؟ به سلامتی.
-جانا: خیلی ممنون لطف دارین😌
-حامیم: بلهههه ... خیلی ام واسه کنکور تلاش کرده انشاالله که نتیجشم میبینه...🙃😉
از من پرسید مثلا ... نمیددددونم چرررااا جای من جواب میده این چررررااا😡😭
ادامه در پارت بعد.....😢
رمان حامی[خورشیدوماه]💌❤️🩹
سلام خوشگلم 💙ببخشید اگه دیر به دیر پارت میدم😞
بچه ها کسی هست بتونه اد بشه و اگه من نتونستم پارت بنویسه؟اگه میتونه به پی من پیام بده❤️😎
@SAhrail
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبتون به زیبایی این موزیک
"سیا سفید"🖤