(پارت۳۴)🔴❌
-جانا: ن بابا چه دید زدنی ...فکر کردم میخوای بخوابی نخواستم بیام.😊👍
با خودم گفتم شاید الان بهترین فرصت باشه تا در مورد خیلی چیزا با حامیم صحبت کنم.👌😌 -جانا:حامیم ؟
- حامیم:جانم ؟
-جانا: میگم ... چیزه ... مگه تو فردا کار نداری چرا نمیخوابی .🤓 دیروقته ها...🥸
- حامیم:ن فردا کلاس تشکیل نمیشه ...🥰 -حامیم:حرفت این نبود ... بگو میشنوم.🗿
خندم گرفت چون خیلی تابلو حرفمو خوردم.😂
-جانا: چیزه ... راستش حامیم... سانازو که میشناسی دوستم🫂👁
-حامیم: خب
-جانا: خیلی دختره خوبیه ... درس خون شاگرد زرنگ .خااااانم🤌💪
(کلا کلی تعریف الکی ازش کردم)😂
- حامیم:خب
-جانا: میگم نظرت راجبش چیه ؟ یعنی منظورم اینه که خیلی به هم میاین...✋😌
نذاشت حرفمو ادامه بدم نیم خیز شد سمتمو انگشت اشارشو گرفت طرفم و با اخم گفت ...😡
- حامیم:قبلان یبار گفتم الانم برای بار اخر بهت میگم جانا . من به ازدواج فکر
نمیکنم و برامم مهم نیست ...... 🙄 😤 اینم دارم به تو میگم اویزه ی گوشت کن ... -حامیم:از حرفای زندایی قند تو دلت اب نشه که عروسم عروسم میکرد ن اشکان به درد تو میخوره 😶😬
-حامیم:الانم سنه ازدواجت نیس بچسب به درست که دو ماه دیگه ام کنکور داری🤐🤧
ادامه در پارت بعد....🥲
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صفحه کلید م به مشکل برخورد کرده😂
نمیتونم پارت بنویسم چیکار کنم بنظرتون؟؟!😢😁
(پارت۳۵)🔴❌
-حامیم:دوس ندارم این حرفارو بازم تکرار کنم جانا جان😊 -جانا:آقاحامیم اولاً من از حرفای زندایی قند تو دلم اب نشد ... 😒هیچ علاقه ام به شنیدنش نمیکردم .
چرا به من حق نمیدی که بابت رفتارات توضیح بخوام ... 😕توعوض شدی حامیم😔
اگه فک میکنی گوشام درازه و متوجه رفتارات نمیشم اشتباه میکنی ... 😶
صلاحمو میخوای درست ... ایندم برات مهمه درست ... اینکه رو من حساسی و غیرتی میشی اینم درست😬
اینو بگو حق ازدواج ندارم ؟ تو حتی به این موضوع هم گیر میدی🤥😶 ( کلی حرف زدم وسر خودم و اونو بردم😂) برای چند ثانیه ای زل زد تو چشامو از جاش بلند شد تکیه داد به دور چین دراتاق خواب🚪🧸
___
اروم زیر لب گفت ... -حامیم:چرا داری☹️
این رفتاراش واقعا کلافم کرده بود.🥸
-حامیم: میدونی چیه جانا؟
-جانا:................. ؟؟
-حامیم: شهامت میخواد دوست داشتنه کسی که میدونی هیچ وقتو هیچ زمانی سهم تونمیشه🥺😞
نفسمو کلافه دادم بیرون😮💨
- جانا:ببین حامیم تو دردتو بگو به من شاید علاجی براش پیدا کردم .🤗
واقعا دیگه عصبی شدم شدت عصبانیتم تو تُن صدام مشخص بود.
حامیم دیگه خودش متوجه شد که اعصبانیم.🤭🤫 نیش خند زدو گفت:علاج من تویی ...😁😂
ابروهامو .......
ادامه در پارت بعد....🥲
996K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی کردم تورو"حامیم"
اولین سالگردش مبارکمون😍💙
https://eitaa.com/romanna