(پارت۳۵)🔴❌
-حامیم:دوس ندارم این حرفارو بازم تکرار کنم جانا جان😊 -جانا:آقاحامیم اولاً من از حرفای زندایی قند تو دلم اب نشد ... 😒هیچ علاقه ام به شنیدنش نمیکردم .
چرا به من حق نمیدی که بابت رفتارات توضیح بخوام ... 😕توعوض شدی حامیم😔
اگه فک میکنی گوشام درازه و متوجه رفتارات نمیشم اشتباه میکنی ... 😶
صلاحمو میخوای درست ... ایندم برات مهمه درست ... اینکه رو من حساسی و غیرتی میشی اینم درست😬
اینو بگو حق ازدواج ندارم ؟ تو حتی به این موضوع هم گیر میدی🤥😶 ( کلی حرف زدم وسر خودم و اونو بردم😂) برای چند ثانیه ای زل زد تو چشامو از جاش بلند شد تکیه داد به دور چین دراتاق خواب🚪🧸
___
اروم زیر لب گفت ... -حامیم:چرا داری☹️
این رفتاراش واقعا کلافم کرده بود.🥸
-حامیم: میدونی چیه جانا؟
-جانا:................. ؟؟
-حامیم: شهامت میخواد دوست داشتنه کسی که میدونی هیچ وقتو هیچ زمانی سهم تونمیشه🥺😞
نفسمو کلافه دادم بیرون😮💨
- جانا:ببین حامیم تو دردتو بگو به من شاید علاجی براش پیدا کردم .🤗
واقعا دیگه عصبی شدم شدت عصبانیتم تو تُن صدام مشخص بود.
حامیم دیگه خودش متوجه شد که اعصبانیم.🤭🤫 نیش خند زدو گفت:علاج من تویی ...😁😂
ابروهامو .......
ادامه در پارت بعد....🥲
996K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی کردم تورو"حامیم"
اولین سالگردش مبارکمون😍💙
https://eitaa.com/romanna
حمایت کنید دوستمون رو🙏
https://eitaa.com/joinchat/2070479988Ce6409f03cb
بچه ها صفحه کلید م اذیت میکنه تا دارم پارت مینویسم یکم طول میکنه دیگه ببخشید گلای من❤️🩹☺️
هدایت شده از 🥂🎀﴾𝑹𝒐𝑴𝒂𝑵 𝑯𝒖𝑮 𝒎𝑬﴿
میشه حداقل ۷۰ تایی مون کنید؟🥲🤍
#فورررررر