2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبتون به زیبایی این موزیک🌙👌
(پارت۴۴)🔴
خیلی دوس داشتم بدونم یهو چیشد که عصبانی شدن🤨 ،حامیم نشست تو ماشینو با سرعت از حیاط رفت بیرون.😳🧐
رفتم سریع سمته در که بابارو دیدم👀
-جانا: حامیمم کجا رفت بابا؟ چرا اعصبانی شدید؟چیزی شده؟👱♀
-بابا:ن دخترم چرا اعصبانی....فرستادم حامیم را دنبال یه کاری👨🦳
(معلوم بود داش سر منو کلاه میزاشت ولی بیخیالش شدم)✌️
تازمانی که مهمونا برن ذهنم درگیر حامیمو بابا بود.😿
باباام دسته کمی از من نداشت حالش گرفته بود مطمئنم یچیزی شده بود اما نمیگفت☠😪
تقریبا تا ساعت۳ بیدار بودم🥱 یعنی از مشغله فکری که داشتم خوابم نمیبرد🥴 حامیمم که هنوز بر نگشته بود.🤒
<صبح شد>
-مامان : جانا بلند شو ساعت ۱۲ تا کی میخوای بخوابی🤧
-جانا:مامان حامیم دیشب نیومد خونه هااا..الان خونس؟🤥
-مامان: سلام .ن ...بلند شو وسایلتو میبریم پایین تو میری اتاق ما ... ما میایم بالا
ادامه در پارت بعد....🥲
(پارت۴۵)❌🔴
-جانا:چرا... برای چی؟😢
-مامان: بابات گفته ما میخوایم یه مدت بیایم بالا😶
-جانا: یعنی چی میخوایم یه مدت بیایم بالا ... 😕من به این اتاق عادت کردم بعدشم اینجا برای شما کوچیکه...پایین که ۳تا اتاق هست😏
-مامان :نمیری پایین ؟😐
-جانا:ن
-مامان:باشه.
رفت بیرونو در اتاقم کوبید.
-جانا:وااا... مامان چش بود ... خدا بخیر کنه😵
۱۰ دقیقه گذشت سروصدا رو که شنیدم درو باز کردم🚪🗝
-جانا:إ ... خاله صدیقه کجا میبری اینارو ...؟🙉 مامان چرا وسایل حامیمو میبری پایین ؟ مامااااااان
... با شماماااا ..🦭🥺
-مامان : تو نخواستی بری پایین ... حامیم جای تو میره😜
-جانا:مامان میاد ناراحت میشه بزار حداقل خودشم باشه ... دوس نداره کسی به وسایلش دست بزنه😔
- جانا:ماماااان ... خب چیشده اخه ... برای چی ....یهو یاده این افتادین که اتاق جابه جا کنین؟😫🙁خواب دیدین؟🤣
ادامه در پارت بعد...🥲
(پارت۴۶)❌🔴
-مامان:تصمیم بابات بوده برو از خودش بپرس👌
-جانا:یعنی شما نمیدونی؟😕
-مامان : جانا ساکت شو ... حوصلتو ندارم ... برو پی..کارات 😓
تا غروب تو حیاط قدم میزدم و منتظر بابا بودم😖
حامیم قبل از بابا رسید ماشینو تو حیاط پارک کردو رفت تو ... 🤫🚘
خواستم صداش کنم وبهش بگم ... ولی خب منم چیزی نمیدونستم که بگم ... ترجیح دادم جای اینکه برم تو
بحث کنم تو حیاط منتظر بابا باشم .💁♀🗣 داشتم به همین چیزا فک میکردم که صدای بحامیمو مامانو شنیدم دویدم سمت خونه...👣👀
- حامیم:با این کارا میخواین چیو ثابت کنید ...هااا ... فکر کردین با دور کردن ما از هم چیزی حل میشه ... شما جای اینکه درستش کنید دارید بدترش میکنید ...🤧😬 جانا چی برای اون چه جوابی دارید بگید ؟🙄
-جانا:ذهنم درگیر بود بیشتر هم درگیر شد😅منم رفتم داخل خونه تا ببینم جریان چیه؟!😇
-جانا:چه جوابی ؟ جریان چیه؟ چیشده ؟
-مامان: بیا حامیم همینو میخواستی😞
ادامه در پارت بعد..🥲