بچه ها واقعا ببخشید زنگ زدم برام بیارند اخه خونشون نزدیکمون نیست وگر خودم میرفتم میاوردم😢😞
_واااااای..چقدر قشنگن..😍😍🥲🥲🤍🤍
این ادیت هارو از کجا اوردی؟🤔
_نمیگم😏😈
_بگو دیگه اذیتم نکن😢😞
_خب باشه میگم ناراحت نشو🥺❤️
از چنل زیر آوردم حتما عضوش شو👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717
_مرسیییییییی😘✨
اگر توهم از ادیت های بالا خوشت اومده حتما عضو چنل بالا شو 👆👆👆🤍🤍🤍
طرفدار بازیگرا و سریالای کره ای هستی و
اینستا نداری؟🤔💔😔
🤍😉هیچ اشکالی نداره 😉🤍
بیا تو چنل زیر که هم عکس و فیلم از
پیج های بازیگرا میزاره و هم کلی ادیت
میزنه پس سریع عضو شو تا پاک نشده👇👇🤫🤫
https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717
(پارت۵۲)🔴❌
-حامیم:کسی که از تو متنفر بود من بودم ... اما کاش همون تنفر باقی میموند ... 😞رفته رفته حسم بهت عوض شد .... رفته رفته وابستت میشدم ...🥲 طوری شدم که اگه یه روز نمیدیدمت حالم بد میشد.
-جانا: بسته .........بسته ادامه نده😣
-حامیم: منو ببخش جانا🥺
سرم داشت گیج میرفت ... انگار توی دنیای دیگه ام ... خونه دور سرم میچرخید ... 😖
اشکام بی اختیار میریخت ... 😭صدای حامیم تو گوشم میپیچید ... کیفمو برداشتمو از خونه زدم بیرون ...😶صدای حامیموو شنیدم پشته سرمه و صدام میکنه ... 🗣گریه میکردمو توخیابون میدویدم از همه بدم میومد حتی مامان ... بابا ... حامیم ...👁👣 همه ی لحضه های زندگیم مثل یه فیلم از جلوی چشام رد میشد ... 📽روزایی که با حامیم تو حیاط دوچرخه سواری میکردیم ....🚲 شوخیامون ...دعواهامون ... خرید رفتنامون .... حالا داشتم کم
کم معنی رفتارای حامیمو میفهمیدم اون عاشقم بوده ... 🥀هر لحضه سرعتم بیشترمیشد ... اشکام جلوی چشامو گرفته بود و تار میدیدم صدای حامیم همراهیم میکرد🦦
ادامه در پارت بعد...🥲
(پارت۵۳)🔴❌
به یه نقطه خیره شده بودم به خودم اومدم دیدم تو یه پارک روی نیمکت نشستم👀👣 هوا تاریک شده بود یه نگاه به ساعت انداختم " ۸"
بلند شدم راه افتادم ... فقط میدونستم که میرم ... 👩🦯اما نمیدونستم کجا میرم
چشمم افتاد به همون فروشگاهی که اخرین بار با حامیم اومدیم . روبه روی همون فروشگاه نشستم🛍 روی جدول کنار خیابون ٬ سرمو گذاشتم روی زانوم و هق هق میکردم .😭
گوشیمو از تو کیفم در اوردم رو شنش کردم نزدیک به۳۰ تا تماس داشتم ...📱 .
حامیم ،مامان . بابا. ساناز
اس ام اس های حامیمو باز کردم .
"جانا توروخدا برگرد خونه بیا باهم حرف بزنیم"🗣نگرانتم حداقل یه زنگ به خونه بزن بگو کجایی ؟ مامان حالش بده خواهش میکنم .🙏
اس ام اس بعدیشو باز کردم
جانا خیلی داغونم ٬ داغون ترم نکن خواهش میکنم ... روشن کردی زنگ بزن🤙
رفتم تو لیست تماس ها 'بنفشه'
-بنفشه : سلام علکم جانا خانم چطوره ؟ چیشد یادی از ما کردی ؟✌️
-جانا:بنفشه میتونم یه مدت بیام بمونم پیشتون ؟
-بنفشه : جانا خوبی ؟ صدات چرا گرفت س ؟ کجایی ؟
-بنفشه :اره . اره حتما ... بگو کجایی بیام دنبالت؟؟
-جانا:خودم میام
بنفشه :درستو که داری ؟
-جانا:اره
دوباره خاموش کردم.
بنفشه یکی از هم کلاسیای دانشگامه که اومده تهران با سمانه "خواهرش" یه خونه پایین شهر اجاره کردن 🏘
فعلا تنها جای که به ذهنم میرسه از همه دور باشم همین بود.
ایفون رو زدم ... سمانه از پنجره یه نگاه انداخت.🗿
ادامه در پارت بعد...
(پارت۵۴)🔴❌
-حامیم:جااانااااااا توروخداااا نرووو ... وایسااااا ... جانا خواهش میکنم.🙏قاصدک٬ غم دارم٬
غم آوارگی و دربدری ٬
غم تنهایی و خونین جگری.
گریزم به جهانی که مرا ناپیداست ٬😢
نمیدونم کجا برم ... چیکار کنم😔سوار تاکسی شدم گوشی تو کیفم به لرزش دراومد ... حامیم ... خاموشش کردم...📱
-راننده ماشین : خانم حالتون خوبه؟
-جانا:(با خودش)حالا کجا برم برای فرار از حامی⚔
سرمو تکیه دادم به شیشه ماشین نمیتونم اشکامو کنترل کنم... تو یه لحظه دنیام عوض شد زندگیم عوض شد😭
تنو بدنم یخ بسته بودو همه وجودم میلرزید ...🥴
باورم نمیشه چطور تونستن بامن این کارو کنن ...😶
چشام سیاهی رفت و دیگه جایی رو ندیدم.😓
-جانا:اینجا کجاس ... !؟
-راننده تاکسی : خانم پرستار ... خانم پرستار ... این خانم به هوش اومدن.🤫
-راننده:خانم خوب هستین ... تو ماشین بیهوش شدین منم اوردمتون بیمارستان ... الان بهترین ؟؟
- جانا:سرم ... سرم داره گیج میره😵💫
-پرستار:عزیزم دراز بکش چرا داری بلند میشی🤗
-جانا:ن ٬ باید برم😪
-پرستار : باشه زنگ بزن یه همراره بیاد دنبالت تا سرمت تموم بشه بعد برو ...😊 این آقا راننده تاکسی هستن؟-جانا:بله
-پرستار:خب ٬ اقا شما میتونید برید.
-راننده تاکسی :میخواین به خانوادتون خبر بدم خانم ؟
خانم ٬ میشنوین صدامو ؟😶🗣
دراز کشیدم رو تخت چشمامو گذاشتم رو هم تا سرم تموم بشه ... باز سیل اشکم
روانه شد و فکرا برگشتن تو سرم😢😭
ادامه در پارت بعد..