eitaa logo
رمان حامی[خورشیدوماه]💌❤️‍🩹
62 دنبال‌کننده
266 عکس
81 ویدیو
1 فایل
سلام خوش اومدی به کانال خودت قراره که یه رمان درام همراه با لحظاتی غمگین و طنز را براتون به نمایش بزاریم😉 💌رمان: خورشید و ماه❤️‍🔥 1403/11/23 👩🏻‍💻نویسنده: فرزانه 🎭ژانر: درام
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام چطورین؟
1.اوک قشنگم، معذرت🙏❤️ 2.باش ممنون 3نمیدونم تنهایی سلفی نمیگریم بیشتر با رفیقام😂
پارت۹۳🔴❌ بابای من بخواد به اون کپک رو بزنه ... فکر اینکه کسری بخواد در حق ما کاری کنه دیوونم میکنه🥲 فکر کن جانا ... فکر .. فکر ... باید یکی باشه یکی غیراز کسری که بابا بتونه بهش اعتماد کنه...🧐 نمیدونم چند ساعت تمام داشتم به این موضوع فکر میکردم که صدای مامان از این فکرا خلاصم کرد. مامان - جانا بیا شام رو پله که بودم صداشون به گوشم رسید.🤫 بابا - امیدوارم کسری قبول کنه وگرنه دیگه نمیتونم به همین راحتی به کسی اعتماد کنم. مامان - من مطمئنم قبول میکنه ... پسر خیلی فهمیده اییِ🤗 جانا:بابا بابا - جانم ؟ بیا بشین غذاتم بخور از دهن افتاد￾بابا جانا-میگم ... چیزه ... کسری بابا - جانا بسته ... تو کاری که به تو مربوط نمیشه دخالت نکن ... نمیخوام ناراحتت کنم دختر قشنگم ...😶‍🌫 یه نگاه به وضعیت من بنداز... بین حرفای بابا ایفون به صدا در اومد. مامان- جانا جان برو ببین کیه حتما عموتینان🤌 دکمه ایفون رو زدمو برگشتم تو اتاقم لباس مناسب پوشیدم رفتم پایین هرچند دلم نمیخواست برم پایین ولی حوصله اخما و غرغرای مامان و نداشتم🗣👊 ادامه در پارت بعد...🥲
پارت ۹۳ تقدیم شما😇🔷
از این جور سبک از فیلم ها خوشتون میاد؟!🤔🤗 پس بجنبید و عضو چنل زیر شید👇🏻👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717منبع ادیت و میکس از سریال و فیلمای کره ای✨ اگر عاشق کره و بازیگراشی؛پس عضو شید🤍🌱
اَنیونگ هَسِیُ👋🏻❤️ طرفدار بازیگرا و سریالای کره ای هستی و عضو این چنل نیستی؟!😱🤦🏻‍♂ عیبی نداره...اینم لینکه همون چنله پس عضو شید تا نپاکیدم👇🏻👇👇🏻👇 https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717
از این جور سبک از فیلم ها خوشتون میاد؟!🤔🤗 پس بجنبید و عضو چنل زیر شید👇🏻👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717منبع ادیت و میکس از سریال و فیلمای کره ای✨ اگر عاشق کره و بازیگراشی؛پس عضو شید🤍🌱
اَنیونگ هَسِیُ👋🏻❤️ طرفدار بازیگرا و سریالای کره ای هستی و عضو این چنل نیستی؟!😱🤦🏻‍♂ عیبی نداره...اینم لینکه همون چنله پس عضو شید تا نپاکیدم👇🏻👇👇🏻👇 https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717
پارت۹۴🔴❌ بابا و عمو و کسری که سخت سرگرم صحبت در مورد وکیل و شرکت و پرونده ابراهیمی بودن.🥲 کتایونم (خواهر کسری)از زمانی که جواب رد دادم به کسری یکم خشک بر خورد میکنه ...یعنی بهتره بگم از اون جمع خارج میشدم بهتر بود.😏 تصمیم گرفتم برم حیاط یه هوایی به سرم بخوره.😕 کاش ادما یه قدرتی داشتن که بتونن لحظه های زندگیشونو دست کاری کنن ... 👌 بتونن از وقوع حادثه ای جلو گیری کنن زمانو به عقب برگردونن😒👌 یا هر جای این زندگی کوفتی که داره بهشون فشار میاره و زیر بار این فشار کمر خم میکنن دست بزارن روی دکمه و از این منجالب خلاص بشن ... ولی ن این که شدنی نیست اینطور🖤 همه چیز معنای واقعی خودشو از دست میده ن حال خوب ادما مشخص میشه ن حال بدشون😣 کسری- به چی فکر میکنی ؟ کسری- بابت شرایط پیش اومده خیلی متاسفم! جانا-خب٬ حرفای بابامو شنیدی ؟نتیجه؟ کسری- خیلی دوست داشتم بتونم کاری کنم ... ولی میدونید که منم درگیری خودمو دارم.🤧🤤 جانا-هه ... درگیری ... حدس میزدم که قبول نکنی🙄 ادامه در پارت بعد...🥲
پارت ۹۴ تقدیم شما😇