قشنگ های من به خاطر یه موضوعی جند روزی ناشناس نداریم.
(قابل توجه کسایی که حرف های بی ربط میزنن)💔🦦
پارت۹۶🔴❌
اینده شرکت .خونه . ویلا . تمام دارایی ها و اموال بابات الان دسته توِ ...😏
اگه تو بخوای من یکبار دیگه اون شرکتو سرپا نگه میدارم ... 👌
به کمک وکیل خودم دنبال پرونده ابراهیمی هستم.
___________
خشکم زده بود ٬ هیچ حرفی هیچ جوابی نداشتم که بهش بدم بلند شدم ,👣
اروم اروم راه افتادم سمته خونه
کسری - جانا🧑🦱
بدون اینکه بر گردم سر جام وایسادم
کسری - قبل ۱۲ ... تو دختر عاقلی هستی زود تصمیم نگیر😅😉
حرفای کسری دونه به دونش کلمه به کلمش روی مغزم رژه میرفتن ...😣
این سر درد لعنتی أمونمو بریده بود ساعت ۳صبح هنوز خواب به چشام نیومده ....🥱
رفتم پایین دنبال یه قرص برای سردرد کوفتی بگردم
بابا - دخترم تو هنوز بیداری ؟😦
جانا- بابا تشنم شده بود اومدم اب بخورم ... شما چرا نخوابیدین ؟😓
بابا-مگه فکرو خیالات میزاره دخترم موندم اگه کسری قبول نکنه چه خاکی به سرم
بریزم .😔☹️
بابا- باید روی ادمای دیگه شرکت ریسک کنم ... 😷
ادامه در پارت بعد...🥲
پارت۹۷🔴❌
من دیگه توانشو ندارم حکم فیتیله نیم سوزی رو دارم
که داره پت پت میکنه خاموش شه.😢
باحالی داغون تر برگشتم اتاقم کاش به بابا بگم که کسری ازم چی خواسته ... ولی ن😑
... بگم چی عایدم میشه ... قبول نکنه ،بابا داغون میشه😥
باید بتونم کسری رو یجوری قانع کنم ... باید باهاش صحبت کنم اینجوری که نمیشه🤭
...
أه ...این سردردام ولم نمیکنه ساعت نزدیک به ۵ صبح هنوز خواب به چشام
نیومده😴🥱
نمیدونم واقعا ... نمیدونم ... چه چیزی به جهان بدهکاریم که هر چی پرداخت میکنیم
صاف نمیشه .😪
خدایا من دختر قوی نیستم ٬ محکم نیستم ٬ صبور نیستم ٬ تو به دادم
برس.🙁
کسری - چقد لباس عروس بهت میاد جانا.
مامان - قربونت برم دخترم ... چه عروس نازی شدی
حامیم - مبارکه جانا...
جانا-ن حامیم ... من ازدواج نکردم ... حامیم نرو ...ح..اا.میم
.....................
هییییی ... وای خدایااا شکرت ... لعنت به تو کسری تو خوابم دست از سرم بر نمیداری😣😭
ادامه در پارت بعد...🥲
پارت۹۸🔴❌
خیس عرق بودم ... قفسه سینم از ترس بالا و پایین میرفت ...😶🌫 بادوتادستام سرمو نگه داشتم ... وای خدایااا شکرت ...عجب خوابی بود.😰
چشمم که به ساعت افتاد مثل فنر از جام پریدم ... ساعت ۱۰ ...
جانا بدو ... ۲ ساعت ... فقط ۲ساعت...
شماره کسری رو زدم تو گوشیم.🤙
بوق دوم گوشیو برداشت
جانا:سلام باید ببینمت.
کسری- سلام ... باشه کجا ؟✌️
جاما:دوتا خیابون پایین تر از خونه ما یه پارک هست تا یک ساعت دیگه بیا اونجا🤌
یه دوش گرفتمو سریع اماده شدم ... پله هارو بدو رفتم پاییندوتا
جانا-سلام ... صبحتون بخیر ... خدافظ
مامان - سلام ... کجا ؟
بابا - سلام دخترم ... کجا با این عجله ؟
جانا-چیزه ... برای یه سری از کلاسام که جابه جا شده ... باید میرفتم دانشگاه خواب موندم بای👋🤏
ادامه در پارت بعد...🥲