346.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داری کلی رمان از حامی قشنگم بخونی
رمان های جذاب با ژانر :
کمدی ، عاشقانه ، غمگین
بخونی پس زیادمون کن
https://eitaa.com/romaneas
بچه ها این دوستمون هم میخوان پارت بنویسن حتما توی کانالشون برید و حمایت کنین ازش 💙🥲
ممنون
پارت۱۰۰🔴❌
جانا-ن با من لج کن ن با خودت
کسری - این حرفا یعنی ... ن ؟
جانا-کسری تو پسر خوبی هستی ... اما منو تو هیچ نقطه اشتراکی نداریم.😕
کسری - چرا از من میترسی جانا ... ؟ بزار خودمو ثابت کنم...😌
فکر میکردم خانوادت برات مهم باشن ... دروغ چرا اصلا انتظار نداشتم این حرفارو
بشنوم مطمئن بودم بخاطر پدرت فداکاری میکنی ٬😒
ولی اشتباه میکردم ... خدافظ😞
جانا:صبر کن
کسری - میشنوم
جاما-باید چیکار کنم😶
کسری - از این حرفت این برداشت رو میکنم که ... نظرت داره عوض میشه😚
جانا-فقط بخاطر بابام
کسری - جانا منو تو...
جانا-فکر میکنم به اندازه ای درک داشته باشیم که بدونیم ... عشق ... دوست داشتن ...
ازدواج ... زوری نمیشه.
ادامه در پارت بعد...🥲
هدایت شده از رمان حامی[خورشیدوماه]💌❤️🩹
346.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داری کلی رمان از حامی قشنگم بخونی
رمان های جذاب با ژانر :
کمدی ، عاشقانه ، غمگین
بخونی پس زیادمون کن
https://eitaa.com/romaneas
پارت۱۰۱🔴❌
کسری - وقتی رفتی خونه نیم ساعت دیگه باعمو تماس میگیرم ...
واما تو در قبالش دو روز دیگه با عمو و زن عمو صحبت میکنی میگی که نظرت کاملا در موردمن عوض شده و میخوای که ازدواج کنی.☺️
جانا-فکر نمیکنی که خیلی مسخرس ... یهو از تو خوشم بیاد ... یهو به فکر ازدواج باشم ؟
کسری- تو به مرور زمان منو شناختی ... مخصو صا وقتی تصمیم گرفتم ... مدیرت شرکت ورشکسته رو به عهده بگیرم خواستی که بیشتر منو بشناسی و بهم یه فرصت
بدی دلیل از این قانع کننده تر ؟؟؟😁
کسری - میدونی که اگه بزنی زیرش چی میشهباشه ... قبول...
جانا-نگران نباش چیزی پیش نمیاد
ماشینو کنار خیابون نگهداشتم و سرمو گذاشتم روی فرمون تا میتونستم زار زدم ... 🥲
اخه این چه سرنوشته شومیه...
خدایا اگه قراره امتحانم کنی باشه .اخه چرا اینجوری؟؟؟
من برای کسایی که این همه سال زحمتمو کشیدن و منو به اینجا رسوندن جونمم
میدم.
وقتی رفتم خونه از حرفای مامان و بابا و خنده هاشون مشخص بود که خیلی خوش حالن 🥲
ادامه در پارت بعد...