این چند روز که یکم آرومتر بود وضعیت انگار دوباره اون روحِ کسل و افسرده من برگشته
این چند روز از دور بیشتر نگاه کردم به زندگیم و دیدم در کمتر از ۴۰ روز عادت کردیم به این جنگ و بقا ، دیدم که دوباره حالِ دلم خوب نیست و هزاران غم جدید روی غم های قبلی تلبار شده...
دیدم که ناخودآگاه هنوز هم دارم تمام عکس های آقا رو رد میکنم به امید یه روزی که در تنهایی در گوشه دنجم ، بشینم ، حالا که میروی رو گوش بدم و به عکس های قشنگش خیره بشم و اشک بریزم اشک هایی که بهشون قول دادم روزی اجازه بدم جاری بشن ...
دیدم که روح زمینگیرِمن هنوز هم زمینگیره و قد نکشیده ،بزرگ نشده!!!
دیدم که چقدر بقیه هموطن هام بزرگ شدن ، اینقدر روحشون قد کشید که به آسمونا رسیدن ، ولی من چی !
من کجای کارم ؟ نمیدونم!؟ ، اتفاقا میدونم کجای کارم ، جای نسبتا مهمی هم هست ولی زودبازده نیست صبر میخواد ، صبر زیادددد ، اثرگذاره ولی الان نه ، چندین سال دیگه با هزارتا اما و اگر و شرط موثر خواهد بود،
توکل میخواد ، امید و انگیزه میخواد زیاد ، استمرار و ایستادن میخواد خیلی خیلی زیاد.... تا سبز بشم و تا ریشه هام توی خاک وطن بِدَوَد تا رشد کنم و بزرگ بشم مثل آقاسیدعلی ، حاج قاسم ، حاجی زاده و امثالهم ...
#رمیصانوشت #دلنوشت
@romaysammm