روزانه بارها the winner takes it all تو ذهنم تکرار میشه و این سرنوشتی نیست که برای خودم بخوام.
از ادمهایی که میدونن اون موضوع منرو اذیت میکنه و همچنان جوری دربارهش حرف میزنن که انگار یهچیز کاملاً نرماله بیزارم.
هرچی زمان میگذره بیشتر با چهرهی زشت ِدنیای ِبزرگسالی آشنا میشم. ترسناکه. اصلاً چیزی به نام خوشی ِخالص توش وجود نداره.