31.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باقالی پلو با گردن گوسفند
مواد لازم:
۳ پیمانه برنج 🍚
دو لیوان باقالی پوست کنده 🍵
۵۰ گرم شوید تازه
یک کیلو گردن گوسفندی 🥩
دو عدد پیاز بزرگ 🧅
۵ حبه سیر 🧄
نصف لیوان زعفران آب کرده
دو قاشق غذاخوری آبلیمو
۴ لیوان آب جوش 🫖
نصف قاشق چایخوری دارچین
نصف قاشق چایخوری زردچوبه
نمک و فلفل به میزان لازم
#آشپزی_روستایی
#باقالی_پلو_با_گوشت_گوسفند
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
برای آیسان جان با نخ نامرئی کشی که خرازی ها هم دارن و از این مهره ها، دستبند درست کردم😍
خودشون هم میتونن درست کنند و سرگرم بشن،
خیلی حرفه ی خوبیه برای تابستونشون👌🌱
#فرزند_پروری
#ایده
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
نخود خیسوندم،
حمص درست کنم که چند روزه درد شدید کمر گرفتم
و برای درد کمر و مفاصل خیلی خوبه👌🌱
مواد لازم
نخود خیس خورده ۳۰۰ گرم،
پیاز یک عدد
سیر یک حبه
آب نخود
و نمک دریا و فلفل ترجیحا فلفل قرمز
و روغن زیتون دو قاشق غذاخوری یا یک قاشق ارده
🌸🌸🌸🌸
اول نخود رو میپزیم و آبی که داخلش نخود رو خیسوندیم هم یه لیوان با همه ی مواد،میریزیم داخل غذا ساز تا له بشه و یکدست بشه
#حمص
#غذای_اسلامی
#رسپی_غذا
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
📌چلوکباب/ راوی :مصطفی تقوایی
با ابراهیم و چند نفری از بچههای محل رفیق بودم همیشه با هم بودیم والیبال و کشتی و زورخانه محل تفریح همگی ما بود.
میان ما فقط ابراهیم سر کار میرفت و در بازار مشغول بود او برای خودش درآمد داشت اما بیشتر جمع ما وضع مالی خوبی نداشتند.
یک روز ابراهیم همه جمع ما را به چلوکبابی دعوت کرد بهترین غذا را برای ما سفارش داد و مشغول خوردن شدیم نمیدانید چه لذتی داشت خصوصاً برای بعضی از رفقا که وضعیت مالی خوبی نداشتند و سال تا سال نمیتوانستند چنین غذایی بخورند.
ابراهیم از اینکه میدید ما چگونه با ولع غذا میخوریم لذت میبرد هفته بعد دوباره همه ما را به چلوکبابی دعوت کرد.
گفتیم نه نمیشه که همیشه شما... گفت امروز مصطفی مارو مهمون میکنه.
هفته بعد دوباره همه ما به چلوکبابی دعوت شدیم ابراهیم گفت امروز مهمان فلانی هستیم.
ماه بعد دوباره ماجرا تکرار شد این بار مهمان شخص دیگری بودیم.
آن زمان بیشتر مردم جامعه در فقر شدید مالی بودند بیشتر خانوادهها با سختی روزگار را میگذراندند غذای برنجی خیلی دیر در خانهها پخته میشد توان مالی مردم بسیار پایین بود.
روزها گذشت ابراهیم شهید شد یک روز با بچههای محل دور هم جمع بودیم حرف از ابراهیم شد گفتم بچهها یادتونه ابراهیم ما رو میبرد رستوران و برای ما چلو کباب میگرفت؟
بیشتر بچهها به حرف آمدند و گفتند خدا ابراهیم رو بیامرزه چقدر ما در آن روزگار آرزوی خوردن چلو کباب داشتیم؛
بعد گفتم باید یه چیزی رو اعتراف کنم اون شب که ابراهیم گفت مصطفی میخواد شما رو مهمون کنه من هیچ پولی نداشتم ابراهیم از زیر میز پول رو داد دستم و گفت برو پول غذا رو حساب کن.
یکی دیگه از رفقا هم گفت ابراهیم با من هم چنین برخوردی کرد و...
خلاصه اینکه آن شب فهمیدیم تمام ما در آن دوران چلوکباب را مهمان ابراهیم بودیم اما هیچکس این مطلب را نفهمید.
#سلام_بر_ابراهیم
#خاطرات_شهید
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبتون در پناه امام زمان🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝