eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.4هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مادر همسرم سید هستن، این شمع زیبا هم بیادگار از ایشون در غدیر امسال🌱 تا مباهله این سینی غدیری باشه، بعدش به احترام محرم، خونه رنگ و بوی امام حسینی بگیره🌱 ان شالله 💚 به همین یادآوری ها و حال و هوای ایام دلخوشیم💚 خدایا این دلخوشی های با ارزش رو از ما نگیر و در نگاهمون کمرنگ نکن🤲 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
📌جهانشاه: راوی /علی صادقی زندگی در محیط جبهه و در شرایطی که چندین هفته متوالی از محیط شهری دور هستیم کار نسبتا سختی است. بعضی از رفقای ما تحمل حضور طولانی مدت در چنین محیطی را نداشتند. خوب به یاد دارم بعضی از رزمندگان پس از مدتی حضور در منطقه دچار افسردگی و بیماری روحی می‌شدند. دوای درد این افراد و اینکه دیگران دچار بیماری روحی نشوند کارهای جمعی بود. بازی و شوخی و خنده مشکل این افراد را حل می‌کرد. ابراهیم در این زمینه استاد بود یعنی شوخی‌های ابراهیم و دیگر دوستانش لبخند را بر لبان تمامی دوستان می‌نشاند. همیشه در زمان بیکاری بساط بازی‌های جمعی به راه بود. امام جمعه یکی از شهرهای مرکزی ایران به دیدن رزمندگان آمده بود سر ظهر بود که این عالم لباس‌هایش را درآورد تا برای وضو و نماز آماده شود. ابراهیم بلافاصله اجازه گرفت و لباس‌های این عالم را پوشید بعد به سراغ دیگر رفقا رفت... اما در میان دوستان ابراهیم یکی از اهالی کرمانشاه بود که بیش از بقیه با او دوست شده بود رفاقت این دو نفر در جای خود دیدنی و جالب بود. ابراهیم او را به ما معرفی کرد و گفت ایشان آقای جهانشاه از دوستان ما هستند،همین که با جهان شاه دست دادم ابراهیم که پشت سر من قرار داشت اشاره کرد که یک فشار به دستش بده. باور کنید همین الان وقتی یاد آن صحنه می‌افتم تمام استخوان‌های دست من درد می‌گیرد! تمام انگشت‌های من به هم چسبیده بود... آن شب شام همه ما یک مرغ را خوردیم و جهانشاه به تنهایی شش مرغ را با نان... 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
های شما عزیزان❤️ باعث افتخاره حضورتون🌱 ان شالله عاقبت بخیر باشید🤲