دیشب آیسان جان یکم حس کردم لبش قرمز تر از همیشه شده،
سریع تدابیر امنیتی و انجام دادم😄
بخور سرد و گلاب گذاشتم تو خونه، که برای انسداد بینی و ریه خیلی عالیه👌
(رطوبت لازم رو تامین میکنه )
عناب دود کردم ،بهش میگفتم نفس عمیق بکشه، برای آبریزی بینی عالیه👌
انقدر دود کنید تا عناب سیاه و پوک بشه،
دمنوش عناب و پونه هم دم کردم، لب به لب میخورد که برای سرما و عفونت عالیه👌
و مهمتر از همه هفت بار سوره حمد خوندم و دم زدم بهش🌱
و امروز هم برای همسرجان و آیسان جان سوپ گندم و بوقلمون درست کردم
الحمدلله آیسان جان سریع جمع شد🤲
خیلی مراقب باشید این روزها ویروس زیاد شده🌱
ان شالله که همه سلامت باشن🤲
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
و خوردن آب سیب هم بسیار عالیه و سیستم ایمنی رو قوی میکنه و یه آنتی بیوتیک عالی هست👌
و صبح و شام صورت خودمون و مخصوصا بچه ها رو با گلاب بشوریم👌
چون بچه ها معمولا به همه چی دست میزنن و با دست آلوده به چشم هم میزنن،
گلاب باعث جلوگیری از عفونت, تقویت بینایی خواهد شد...
و البته ضد تب هم هست👌
یه قوطی بگیرید، مقدری گلاب بریزید توش، کنار آشپزخونه همیشه دم دستتون باشه،
که هر وقت بچه ها صبح میان آشپزخونه یمقدار گلاب بزنید به صورتشون،
شب هم داخل آبشون بریزید،
هم برای سیستم ایمنی شون خوبه،
هم با آرامش میخوابن،
هم مغزشون همیشه گرمه👌
ان شالله
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
24.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا حدیث داریم که ائمه قبل و بعد از غذا از نمک استفاده میکردن👌
#نمک_طبیعی
#طب_اسلامی
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
#ارسالی های دوستان خوش ذوق کانالمون😍🙏❤️
الحمدلله که آموزش های کانال براتون مفیده🤲
سپس امام حسین حرکت کردند تا به قصر بنی مقاتل رسیدند ناگهان دیدند خیمهای بزرگ برافراشته و اسبی جنگی و نیزهای که در زمین فرو رفته در آنجا وجود دارد.
امام حسین فرمود؛
این خیمه برای کیست؟
گفتند:
برای مردی از کوفه است که راه را بر مسافران میبندد راهزنی میکند به او عبدالله بن حر میگویند و هزار سوارکار در سپاهش دارد.
امام حسین پسر عموی او را که همراهشان بود خواند و به او فرمود؛
به سوی پسر عمویت برو و از او بخواه همراه ما سفر کند و یکی از ما باشد حجاج به سوی پسر عمویش عبدالله حر آمد و بر او وارد شد. سلام داد عبدالله پاسخ سلامش را داد و به او خوش آمد گفت.
حجاج به او گفت ای پسر عمو این حسین بن علی است که به سوی تو آمده و میخواهد ملاقاتت کند.
عبدالله حر گفت:
ای پسر عمو مرا از دیدار او معاف بدار با وجود بغض از دشمنش به خداوند میلی به دیدار او ندارم!
حجاج بازگشت و امام حسین را از آنچه او گفته بود با خبر ساخت.
امام حسین برخاست و به او روی آورد و به او سلام داد هنگامی که او امام را دید ایستاد و دست و پای امام را بوسید و در مقابلش نشست.
امام حسین فرمود؛
بدان که از جانب کوفیان ۸۰ هزار نامه برای من آمده است که از من درخواست دارد به سویشان بروم من به سوی ایشان میروم آیا تو همراه ما هستی؟
به امام عرضه داشت؛
ای اباعبدالله من از پسر زیاد میترسم که مرا به جنگ با تو بخواند اگر با تو بجنگم جدت پیامبر خونت را از من مطالبه میکند و در روز قیامت دشمن من خواهد بود و من در حالی وارد قیامت خواهم شد که پستترین خلق خدا هستم و سرگردانم!
امام حسین فرمود؛
کیست که اینها را میداند و از یاری من سرپیچی میکند و از کمک کردن به من باز مینشیند؟!
به امام عرضه داشت؛
ای اباعبدالله این اسب من است ر میان اسبها نظیری ندارد آن را بگیر همچنین در این کیسه هزار دینار است آن را بستان تو علیه قومی که به جنگ با تو برخاستهاند از آن کمک بگیری.
امام حسین به او فرمود؛
اما اسب تو! مرا از آنچه خداوند مقدر کرده نجات نخواهد بخشید.
اما ثروتت! کسی که طمع کرده از جانب من به ثروتی برسد و میخواهد به نصیب و عطایی دست یازد مرا همراهی و کمک نخواهد کرد تمام اصحاب من به آخرت راغبند و در دنیا از زاهدان اند!
اگر دوست داری که در زمره ما و زمره جدم بر ناقهای از نور محشور شوی در حرکت به سوی ما و یاری ما درنگ نکن.
پس امام حسین برخاست در حالی که میگفت؛بگو هیچ چیزی به ما نخواهد رسید مگر آنچه خداوند مقدر و مکتوب کرده است.
عبدالله بن حول بعد از خروج امام حسین،از سرپیچی اش پشیمان شد و درباره آن سخنی نگفت پیوسته خویش را ملامت میکرد...
#المصرع_الشین
فی قتل الحسین
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝