امام صادق(ع) میفرمایند: هرکس چهل صبحگاه این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم(عج) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن جناب جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته میشود و هزار کار بد از او محو میگردد.
#دعای_عهد
اومدم خونه مامان،
تو حسینیه روضه داشت،
برام تبرکی گرفت💚
با چای روضه بود که دلها جلا گرفت🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
خرمالو های حیاطمون،
نوید از اومدن فصل قشنگ و خوشرنگ پاییز رو میده🍁🍂
#قشنگی_های_زندگی
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
یزید به امام علی بن الحسین زین العابدین روی کرد و گفت؛
این کیست؟
گفته شد این پسر حسین است.
گفت آیا او کشته نشد؟
گفتند بله برادر بزرگتر او که نامش علی بود کشته شد و این علی کوچکتر از اوست.
یزید به او گفت ای جوان تو همان کسی هستی که پدرت میخواست خلیفه باشد؟
امام فرمود ای یزید چه کسی برای خلافت از پدرم شایستهتر بود؛در حالی که او فرزند دختر رسول خدا و فرزند وصی رسول خدا بود؟!
یزید از سخن او غضبناک شد و گفت؛
ای جوان آیا به ما معترض میشوی؟!
سپس به مردی که در نزد او بود دستور داد گردن امام را بزند. امام زین العابدین گریست سپس رو به قبله کرد و گفت؛
ای رسول خدا حبیب تو کشته شده و ذریه تو نابود شدند!
سپس عمهها و خالهها و خواهرانش به او آویختند و ندا دادند؛
وای بر تو ای یزید! آیا میخواهی زمین را از خون اهل بیت سیراب کنی یا میخواهی زمین را از ذریه رسول خدا خالی کنی؟
در این هنگام آنهایی که در آن جلسه نشسته بودند گریستند و به یزید گفتند؛
این فرزند را رها کن که همانا کشتن او جایز نیست!
یزید دستور داد او را رها کردند.
سپس امام زین العابدین به یزید روی کرد و فرمود؛
تو را به خدا سوگند از تو درخواستی دارم! اگر بین من و بین این خانواده قرابتی ست, این زنان را همراه با کسی که مورد اعتماد است بفرست تا به مدینه برسند.
در این هنگام مردم به شدت گریستند. یزید از فتنه ترسید و گفت؛
به خدا سوگند کسی غیر از تو آنها را به مدینه نمیرساند!
در این هنگام یزید به مردی که از سخن گفتن نمیترسید و دل پر جرئتی داشت دستور داد که بالای منبر رود و از بیان بدیها راجع به علی و دو پسرش چیزی فروگذار نکند.
حضرت سکینه فرمود؛چقدر حیای تو کم است! در پدرم و جدم چه بدی ای وجود دارد؟!
امام زین العابدین فرمود تو را به خدا از تو میخواهم به من اجازه دهی از این منبر بالا روم و سخنانی بگویم که در آن رضای خدا و صلاح امت است!
خطیب از منبر پایین آمد و گفت ای جوان بالا برو.
امام زین العابدین از منبر بالا رفت و با کلماتی که شنوندهها تا به آن زمان مثل آن نشنیده بودند،حمد و ثنای الهی را به جای آورد،سپس فرمود؛
ای مردم هر کس مرا میشناسد که میشناسد! هر کس که مرا نمیشناسد, من خودم را معرفی میکنم.
من علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب هستم! من فرزند بهترین کسی هستم که حج به جای آورد و لبیک گفت!
من فرزند بهترین کسی هستم که طواف کرد! من فرزند زمزم و صفایم! من فرزند کسی هستم که به اسم خداوند مردم را به سوی خدا فراخواند! من فرزند چراغی روشن هستم! من فرزند محمد مصطفایم! من فرزند فاطمه زهرایم!
من فرزند کسی هستم که در کربلا به خاک افتاد! من فرزند کسی هستم که تشنه جان سپرد!
سپس فرمود؛
ای مردم خداوند ما را با ۵ خصلت فضیلت بخشید؛پس پیامبرمان محمد است و او برترین انبیاست؛خانه ما محل رفت و آمد ملائکه است و در آن آیات قرآن نازل شده است, ما سروران دو عالم هستیم, خداوند به ما آغاز کند و به ما ختم خواهد کرد,
و به ما ۵ خصلت عطا کرده است:
ریاست،شجاعت،هدایت،حکم کردن بین خلایق و محبتمان در قلوب مومنین!
#المصرع_الشین
فی قتل الحسین
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در بند کسی باش که در بند حسین است🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝