یکم از کتاب سلام بر ابراهیم مونده بود،
که محرم شروع شد و سعی کردم کتابی متناسب با محرم و صفر بزارم...
بریم که ان شاالله هر روز یه داستان از این شخصیت بزرگوار بخونیم تا بر جان و روحمون اثرگذار باشه ان شاالله 🤲🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
اول نماز اول وقت رو بخونیم بعد میام تایپ میکنم 🌱
التماس دعا🤲
📌معجزه
راوی:حسین جهانبخش
اواسط فروردین ۱۳۶۱ بود. رفقا خبر دادند که ابراهیم در بیمارستان نجمیه بستری است. به اتفاق هم به دیدنش رفتیم.
مسئولین بیمارستان از دست دوستان ابراهیم عاصی شده بودند. او اینقدر رفیق داشت که همینطور دسته دسته میآمدند و میرفتند کاری هم به ساعات ملاقات نداشتند!
همینطور که کنار ابراهیم نشسته بودم،یکی از پرستارها آمد و چفیهای را به صورت ابراهیم کشید و برگشت.
وقتی تعجب من را دید گفت؛برای این مجروح معجزه رخ داده. ایشان شفا یافته است چفیه را تبرک کردم.
پرستار به ابراهیم گفت اینجا چه خبره؟این پرستار چی میگه؟چرا از بخشهای مختلف بیمارستان, بقیه مجروحین به دیدن شما میان؟
ابراهیم لبخندی زد و گفت راست میگه واقعاً معجزه شده شب آخر عملیات کنار پل رفاعیه بودیم،دیگه آخرین مرحله کار بود رفتم جلو تا یه سنگر تیربار که شدیداً مقاومت میکرد رو منهدم کنم.
یک گلوله به موهای سرم کشیده شد. یک تیر به قوزک پام خورد. و یک تیر هم از گوشه لپ من وارد شد و یکی از دندانها را شکست و از گردنم خارج شد!
با تعجب گفتم از گردن؟! اون وقت شاهرگ و نخاع آسیب ندید؟
ابراهیم لبخندی زد و گفت این دکترها میگن معجزه همین جاست...
در آن لحظات فهمیدم گلوله به گردنم آسیب وارد کرده. از اینکه قدرت تحرک نداشتم،فهمیدم که قطع نخاع شدم.
در دلم با خدا صحبت کردم گفتم خدایا من دوست ندارم معلول شوم.
بدنم را برای کمک به بندگان خدا سالم قرار بده. البته اگر صلاح میباشد.
چندین دقیقه به این صورت طی شد. همینطور در دل ذکر میگفتم و حضرت زهرا را صدا میکردم.
بعد از چند دقیقه که بدون تحرک روی زمین بودم خونریزی من بند آمد.
در همین لحظات احساس کردم که میتوانم پایم را تکان دهم آهسته پایم را روی زمین کشیدم.
خدا را شکر کردم...
چند دقیقهای طول کشید تا رزمندگان به آن سنگر رسیدند و من را در آن وضعیت دیدند و به عقب آوردند.
با اینکه گلوله به صورتم خورده و از گردنم خارج شده بود،اما روحیه خوبی داشتم و هیچ احساس ضعفی در بدنم نبود. میخواستم ادامه دهم اما کار ما با موفقیت در آن محور تمام شده بود.
البته قوزک پای ابراهیم خیلی بد آسیب دید و ۶ ماه او را از حضور در جبهه دور کرد.
#سلام_بر_ابراهیم
#خاطرات_شهید
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
اگه تازه وارد کانالمون شدید،
میتونید با زدن روی هشتگ
#سلام_بر_ابراهیم از قسمت های قبلی داستان استفاده کنید🌱🙏
📌تخلیه قبل از خواب؛
✅توقف ذرهای از ادرار،برای ساعات طولانی شب موجب بیماری میشود که یکی از چهار سفارش امیرالمومنین برای بینیازی از طبیب رعایت همین نکته است.
📌 پوشاندن سر؛
✅بوی خبیث به مغز آسیب میرساند.
دانشمندان ثابت کردهاند که فضولات انسان،گاز آمونیاک تولید مینماید که برای پیازهای مو مضر است. در نتیجه امراض جلدی مانند کچلی و غیره به وجود میآید.
⭕️تدابیر بعد از تخلی
✅شستن یا پاک کردن محل خروج مدفوع با دست چپ و با آب سرد شستن از راههای پیشگیری یا درمانهای بواسیر است.
📌 شستن مقعد با آب و صابون یا پودر سعد هم پرهیز از بوی بد است و هم از باد بواسیر جلوگیری میکند.
🔴پرهیزهای تخلی؛
📌حمام محلی برای شستشو و نظافت،که اگر محل تخلی هم باشد یعنی تنفس در محل میکروب و نجاسات که بیماری زاست. در روایت میفرماید سبب فقر میشود که این بیا ارتباط با مریضی نیست چرا که یکی از علل فقر بیماری است.
📌 در حالت ایستاده درار کردن ممکن است سبب جنون و آسیبهای مغزی شود.
📌 رسول خدا نهی کردند از اینکه فردی در حال تخلیه با دیگری سخن بگوید.
📌 نشستن طولانی و شستن بیش از اندازه،سبب امراض مختلف مثل بواسیر و ایجاد زخم،درد کبد،رسیدن حرارت به سر،خواهد شد.
که امروزه این مکانی که سابق در گوشه حیات خانه بود،کنار آشپزخانه و محل استراحت گذاشته شده که این نشان از جهالت و دوری از سبک زندگی اسلامی است.
#طب_اسلامی
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
اصیل که باشی جنس متعهد بودن را خوب میدانی!
عالم و آدم هم که بیایند،
فقط دلت میخواهد که برای یک نفر باشی...
#شبتون_آروم 🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام صبح خنکای شهریور بخیر و خوشی🌱
قشنگ بوی پاییز حس میشه...
شبها داره هر روز بلند تر میشه،
بادهای خنکی می وزه...
ان شاالله که برای همه خیر باشه🤲
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝