هدایت شده از روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
💎به رسم پنجشنبه ها، فاتحه ی کبیره را میخوانیم و هدیه میکنیم به اموات خودمان و اموات بی وارث و بَد وارث
شیخ مهدی فقیهی می گوید:
به روستای خودمان رفتم و بر سر قبر پدر و مادرم فاتحه کبیره را خواندم و به قم بازگشتم، شب عمه ام خواب پدر و مادرم را میبیند که خمره ای از طلا و جواهرات در مقابل شان است
عمه ام از من پرسید:چه خیراتی برای پدر و مادرت فرستادی؟
گفتم: فاتحه کبیره را خواندم.
مشخص شد روزی که من فاتحه ی کبیره را برای پدر و مادرم خواندم، رحمت واسعه ای از طرف خداوند شامل حالشان شده است🥹
در ضمن به برکت خواندن فاتحه کبیره، گشایشی نیز در زندگی ام مشاهده کردم
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
فقط دو تا انقدر ظرف شستم،
این هفته خیلی سرم شلوغ بود،
هم کار بیرون داشتم هم آموزش های کانال، بچه داری، غذا بپزم ...
یکم خونه از حالت نرمالش خارج شده بود...
من بعد از ظرف شستن یکم جوش شیرین میریزم روی سینک با سرکه ی سفید میشورم خیلی تمیز میشه و همچنین ضدعفونی هم میشه👌
#ترفند_های_خانه_داری
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
بعد😍
یه روز خونه زندگی و رها کنیم،
اینجوری میشه!!!
حالا فکر کن روحت و جسمت رو تغذیه مناسب بهش ندی
و رها باشه...
اونم نه یک روز یک عمر!!!!
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
فکر کن یه دستمال نگیری و خاکروبه های روی قلبت و پاک کنی،
دیگه اونجا محلی هست که اولیا و انبیا و خدا جایی داشته باشه؟؟!!
حدود یک روز برای خونمون وقت میگذاریم
تا تمیز و زیبا باشه،
انصافا چقدر برای روحمون, نماز با اخلاصمون، قرآن خوندن با تدبرمون،
نیت خدایی داشتن امورات زندگیمون وقت میذاریم؟؟!!
چقدر منیت و خودخواهی مون رو تونستیم در هر سنی که هستیم و به بلوغ فکری ای که رسیدیم بکشیم؟؟!!
#تلنگر
اول به خودم
هدایت شده از روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
امام قیس بن مسهر را همراه نامهای که نوشت به کوفه فرستاد.
امام نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
از جانب حسین بن علی به برادران مومنش!
اما بعد همانا نامه مسلم بن عقیل به من رسید که از حسن نظر شما و اتحادتان بر یاری ما و مطالبه حق ما خبر داد.
از خداوند درخواست میکنم سرانجام ما و شما را نیکو قرار دهد و ثواب بسیار نصیب شما کند من روز سهشنبه هشتم ذیالحجه به سوی شما حرکت کردهام.
قیس بن مسهر همراه نامه به سوی کوفه حرکت کرد تا به قادسیه رسید.
حصین بن نمیر او را دستگیر کرد و کت بسته به نزد ابن زیاد فرستاد.
هنگامی که رسید ابن زیاد به او گفت:
وای بر تو بالای بام این قصر برو و دروغگو فرزند دروغگو( یعنی حسین بن علی) را سب و لعن کن...
قیس بن مسهر بر بالای بام قصر رفت و پس از حمد و ثنای الهی و یاد کردن از پیامبر خدا گفت؛
ای مردم همانا من از حسین بن علی قاصدی برای شمایم او را اجابت کنید که در پی من او نیز به شما خواهد رسید!
سپس ابن زیاد را لعنت کرد و بر حسین درود فرستاد.
ابن زیاد دستور داد او را از بالای قصر به زمین رها کنند و او از دنیا رفت.
عدی بن حرمله اسدی میگوید که عبد ربه برایم نقل کرد:
ما در مکه بودیم و حج به جای آوردیم وقتی از کوفه خارج میشدم دیدم مسلم و هانی کشته شدهاند و کودکان با سر آنها در بازارها بازی میکنند!
هنگامی که این حرفها را از او شنیدیم به امام حسین روی آوردیم.
خداوند تو را رحمت کند ای اباعبدالله در نزد ما خبری هست که اگر بخواهی شما را به صورت مخفیانه یا آشکار از آن با خبر میکنیم.
امام حسین به یارانش نگریست و سپس فرمود در نزد اینها سری مخفی ندارم.
به او عرضه داشتیم:
ما برای سوال شما کافی هستیم او به ما خبر داد که از کوفه خارج نشد مگر اینکه مسلم بن عقیل و هانی کشته شده بودند.
امام حسین فرمود:
انا لله و انا الیه راجعون
به امام حسین عرضه داشتیم تو را به خداوند سوگند میدهیم که خودت و خاندانت را به کشتن نده و از اینجایی که آمدی بازگرد!
فرزندان مسلم بن عقیل برخاستند و گفتند؛
به خدا سوگند ما همیشه همراه تو هستیم تا انتقام خون پدرانمان را بگیریم یا آنکه مانند او طعم شهادت را بچشیم!
امام حسین به آنها نظارهای کرد و فرمود؛
بعد از اینها خیری در زندگی دنیا نیست.
آن شب گذشت هنگام طلوع فجر اول امام حسین به جوانان و غلامان خویش فرمود؛
آب زیادی بردارید و اسبهای خود را سیراب کنید.
آنها انجام دادند و حرکت کردند از هیچ بادیهای نمیگذشتند مگر اینکه آنها همراه او میشدند.
تا اینکه به زباله رسیدند و در آنجا فرود آمدند.
سپس امام حسین ایستاد و خطبه خواند؛
ای مردم من شما را جمع کردم بر این مبنا که مردم عراق همراه من هستند اکنون خبری وحشتناک راجع به پسر عمویم مسلم بن عقیل و هانی به من رسیده است!
هر کدام از شما که میتواند بر گرمای سوزان و ضربههای شمشیرها صبر کند با من بماند وگرنه از همین راه برگردد از جانب من بر گردن او هیچ فرمانی نیست و بیعت از سوی من برداشته شده است!
مردم شروع به فرار کردند از چپ و راست دشتهای متفاوت و گروههای مختلف گریختند تا اینکه امام در جمع خاندان و دوستانش باقی ماند که هفتاد و چند نفر میشدند.
#المصرع_الشین
فی قتل الحسین
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝