eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.3هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سفره حضرت عیسی علیه السلام طبخ ماهی باید به چه صورت باشد؟👌 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
صادق(ع) می‌فرمایند: «هر کس در حالى بخوابد که ماهى خورده و در پى آن ، چند خرما یا مقدارى عسل نخورده است ، تا صبح ، رگِ سستْ اندامى بر او غلبه خواهد داشت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
های خانم های هنرمندمون ❤️😍🙏
اول داشتم با آیسان بعنوان کاردستی با نمد این کاکتوس و درست میکردم🌵 انقدر خوشم اومد، دعوا شد بین من و آیسان که مال کدوم باشه😄😊 گفتم یه عکس میگیرم میدم مال شما❤️ دختر داشتن اینجوریه دیگه😊 الهی شکر برای رحمت الهی🤲 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کار با نمد بنظرم خیلی جذابه👌😍 یبار هم یه گوزن درست کرده بودم بعنوان اولین تجربه ام خیلی دوستش داشتم😍 هم راحته، هم خیلی بامزه میشه❤️🌵 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینم گوزنی هست که چند سال پیش درست کرده بودم😍 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
سپس امام حسین حرکت کردند تا به قصر بنی مقاتل رسیدند ناگهان دیدند خیمه‌ای بزرگ برافراشته و اسبی جنگی و نیزه‌ای که در زمین فرو رفته در آنجا وجود دارد. امام حسین فرمود؛ این خیمه برای کیست؟ گفتند: برای مردی از کوفه است که راه را بر مسافران می‌بندد راهزنی می‌کند به او عبدالله بن حر می‌گویند و هزار سوارکار در سپاهش دارد. امام حسین پسر عموی او را که همراهشان بود خواند و به او فرمود؛ به سوی پسر عمویت برو و از او بخواه همراه ما سفر کند و یکی از ما باشد حجاج به سوی پسر عمویش عبدالله حر آمد و بر او وارد شد. سلام داد عبدالله پاسخ سلامش را داد و به او خوش آمد گفت. حجاج به او گفت ای پسر عمو این حسین بن علی است که به سوی تو آمده و می‌خواهد ملاقاتت کند. عبدالله حر گفت: ای پسر عمو مرا از دیدار او معاف بدار با وجود بغض از دشمنش به خداوند میلی به دیدار او ندارم! حجاج بازگشت و امام حسین را از آنچه او گفته بود با خبر ساخت. امام حسین برخاست و به او روی آورد و به او سلام داد هنگامی که او امام را دید ایستاد و دست و پای امام را بوسید و در مقابلش نشست. امام حسین فرمود؛ بدان که از جانب کوفیان ۸۰ هزار نامه برای من آمده است که از من درخواست دارد به سویشان بروم من به سوی ایشان می‌روم آیا تو همراه ما هستی؟ به امام عرضه داشت؛ ای اباعبدالله من از پسر زیاد می‌ترسم که مرا به جنگ با تو بخواند اگر با تو بجنگم جدت پیامبر خونت را از من مطالبه می‌کند و در روز قیامت دشمن من خواهد بود و من در حالی وارد قیامت خواهم شد که پست‌ترین خلق خدا هستم و سرگردانم! امام حسین فرمود؛ کیست که این‌ها را می‌داند و از یاری من سرپیچی می‌کند و از کمک کردن به من باز می‌نشیند؟! به امام عرضه داشت؛ ای اباعبدالله این اسب من است ر میان اسب‌ها نظیری ندارد آن را بگیر همچنین در این کیسه هزار دینار است آن را بستان تو علیه قومی که به جنگ با تو برخاسته‌اند از آن کمک بگیری. امام حسین به او فرمود؛ اما اسب تو! مرا از آنچه خداوند مقدر کرده نجات نخواهد بخشید. اما ثروتت! کسی که طمع کرده از جانب من به ثروتی برسد و می‌خواهد به نصیب و عطایی دست یازد مرا همراهی و کمک نخواهد کرد تمام اصحاب من به آخرت راغبند و در دنیا از زاهدان اند! اگر دوست داری که در زمره ما و زمره جدم بر ناقه‌ای از نور محشور شوی در حرکت به سوی ما و یاری ما درنگ نکن. پس امام حسین برخاست در حالی که میگفت؛بگو هیچ چیزی به ما نخواهد رسید مگر آنچه خداوند مقدر و مکتوب کرده است. عبدالله بن حول بعد از خروج امام حسین،از سرپیچی اش پشیمان شد و درباره آن سخنی نگفت پیوسته خویش را ملامت می‌کرد... فی قتل الحسین 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝