سعی کردم از رنگهای ملایم و ملیح استفاده کنم که به رنگ گلدونش بیاد😍
یکی هم میخوام لیمویی درست کنم برای وسطش،
دورش رو هم گل عروس بزارم🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
شهادت اصحاب امام حسین
ابی عبدالرحمان در مسند که اسنادش را به مردی میرساند نقل کرده است؛
هنگام رجوع از صفین،شبی که علی بن ابیطالب وارد کربلا شد همراه ایشان بودم.
ایشان را دیدم که ایستاد و از جماعت دور شد تنها بود و کسی نزدیکش نبود با دست خویش به جایی اشاره کرد و فرمود؛
به خدا اینجا محل حیوانات آنهاست و اینجا جایگاه مردانشان است!
سپس با دست به خاک آن سرزمین زد و مشتی از آن را برداشت و بویید سپس فرمود؛
خوشا به خونهایی که در تو ریخته میشود!
تنها ایستاده بود و کسی نزدیکش حضور نداشت و من به ایشان نگاه کردم سپس به خیمه خویش رفت و اتفاقی که گفته بود افتاد.
حسین از مکه بیرون رفت تا اینکه وارد کربلا شد من نیز در سپاهی که عبیدالله بن زیاد به سوی حسین فرستاده بود به خدا سوگند به موضوعی رسیدم که علی بن ابی طالب در آنجا بود به آنجا نگاه کردم همان جایی بود که ایشان با دست اشاره کرده بود.
هنگامی که عباس به شهادت رسید اسب خود را راندم و به سوی حسین آمدم.
سلام دادم و عرض کردم؛
همانا پدر شما آگاهترین مردم بود من از ایشان این چنین و آنچنان شنیدم.
امام فرمود؛میخواهی چه کار کنی؟با ما همراهی میکنی یا به خانوادهات ملحق میشوی؟
به ایشان گفتم؛
به خدا من خانوادهای دارم و قرضی بر گردنم است گمان میکنم به زودی به خانوادهام ملحق شوم!
امام حسین فرمود: به اینجا نگاه کن.
نگاه کردم و دیدم اموالی در آنجا قرار داده او فرمود مقداری که نیاز داری بردار؛قبل از اینکه بر تو حرام شود!
به او گفتم؛
به خدا سوگند این دو امر را جمع نخواهم کرد شما را رها کنم و از اموال شما بهره برم؟
سپس امام حسین مردی از اصحاب خویش را که به او انس کاهلی گفته میشد خواند و به او فرمود:
به سوی این جماعت برو و خدا و پیامبر را به یاد آنها بینداز شاید از جنگ با ما برگردند و دست بردارند؛
هرچند که من میدانم آنها برنمیگردند ولی برای اینکه حجتی علیه آنها در روز قیامت باشد با آنها سخن بگو.
انس رفت تا عمر بن سعد وارد شد به او سلام نداد عمر بن سعد به او گفت:
ای کاهلی چه چیزی موجب این میشود که هنگام ورود به ما سلام ندهی آیا ما مسلمان نیستیم؟!
او گفت نه به خدا سوگند شما مسلمان نیستید!
عمر بن سعد گفت؛به خدا سوگند بعد از اینکه خدا و پیامبرش را شناختم به آنها کافر نشدم!
انس گفت:
چگونه خدا و پیامبرش را شناختی در حالی که قصد کشتن فرزند رسول خدا و اولاد او را داری؟!
عمر بن سعد ساعتی سر خود را به زیر انداخت سپس گفت؛
به خدا سوگند میدانم کسی که آنها را بکشد در آتش جهنم است ولی خداوند این را مقدر کرده است!
هنگامی که انس خبر او را شنید،نزد امام حسین بازگشت و ایشان را با خبر ساخت.
امام حسین از قتلگاه برادرش عباس بازگشت سپس اصحابش را جمع کرد و به آنها فرمود؛
ای قم هنگامی که این ظالمان حمله کردند جان خود را بگیرید و راه نجاتی برای آن بیابید همانا خواسته این جماعت غیر از من نیست¡
همه خاندانش و پسرعموهایش و کسانی از یارانش که همراه او بودند پاسخ دادند؛
در این هنگام با چه رویی خداوند و پیامبرش را ملاقات کنیم؟!
حضرت فرمود مقصود اینها تنها من هستم همانا شما تلاش خود را کردهاید و آنچه در نزد خود داشتید بخشیدهاید!
#المصرع_الشین
فی قتل الحسین
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا به این آدم غیر از دلقک چی میشه گفت؟؟!!😂😂😂😂👍👍👍
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
738K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی که گل تک شاخه هدیه میگیری😍
#ایده
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
آرامش قلب خیلی مهمه❤️
آدمایی که تو زندگیشون آرامش دارن
و همه چیز سر جای خودشه یک هیچ از بقیه جلو ان!
آرامش قلب نه با پول بدست میاد، نه با حال گیری از دیگران...
آرامش قلب یه رابطه ی عمیق و قشنگ با خودته و البته خدای خودت💙
#شبتون_در_پناه_حق
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝