eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.4هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشم میاد اینقدر خوش ذوقید🥰 و فرکانسهامون با هم یکیه😍
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا فقط یه کارگاه هنری صرف نیست... تک تک وسایل هایی که درست میکنم، برام پر از انرژیه، میتونم مدتها بهشون خیره بشم و پلک هم نزنم🥺 هر کدومشون رو که تموم میکنم، اون روز میشم خوشحال ترین خانم دنیا😍 صدتا ازشون عکس میگیرم😍 دستای آیسان و با ذوق میگیرم میارمش که ببینه و با غرور مادرانه ای میگم چطوره؟😍 اونم شروع می‌کنه به تعریف و تمجید هایی که می‌دونه چی بگه خوشحالم کنه😄 من روزهامو اینجوری برای خودم قشنگ میکنم، با هنرم، با یادگیری چیزهای قشنگ، با مطالعه، با پاشیدن رنگ و هنر،محیط دورم و سعی میکنم جوری کنم که با دیدنشون، مشکلاتم و یادم بره و زندگی برام رنگی تر و سازگارتر با قلبم باشه🌱🥰 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آموزشش و خواستید👇
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با گره ی مربعی و ۱۶ تا نخ یک متری سر میندازید، و یه نخ به اندازه کارگاهتون، می‌تونید این گلدون مکرومه ی زیبا رو برای گل آویز مصنوعیتون درست کنید😍👌 به همین راحتی🥰 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
های خانم های هنرمند کانالمون😍❤️🙏
ابو مخنف می‌گوید؛ هند دختر عبدالله،همسر یزید،در حالی که برقعی زده و پشت پرده ایستاده بود،به یزید گفت؛آیا کسی نزد توست؟ یزید دستور داد کسانی که نزد او بودند بازگردند؛سپس به هند گفت داخل شود. هند وارد شد و به سر حسین که در تشت بود نگاه کرد. ناله و فریادش بلند شد و گفت؛این سر حسین پسر علی و فاطمه دختر محمد است؟به خدا سخت است بر فاطمه که سر فرزندش این چنین شده است! به خدا قسم کاری انجام داده‌ای که تا روز قیامت مستوجب لعن خداوند شده‌ای! وای بر تو! با چه رویی با خدا و پیامبر ملاقات خواهی کرد؟ یزید به او گفت؛ای هند, این سخن‌ها را رها کن! به خدا قسم من کشتن او را اختیار نکردم و به آن دستور ندادم! هند از نزد او خارج شد در حالی که گریه می‌کرد. سپس یزید زنان را خواند و آنها را در پیش روی خود ایستاند. نگاهی به آنها انداخت و شروع کرد درباره آنها سوال کردن. گفت این کیست؟و این یکی کیست؟ به او گفتند؛این زینب و این ام کلثوم است. به حضرت زینب گفت؛چگونه دیدی عقاب خداوند را؟! حضرت زینب سلام الله به او فرمود؛ ای فرزند آزاد شده‌ها! وای بر تو! کنیزانت و حریمت در پشت پرده قرار دارند و پرده نشینند؛در حالی که هر نیکو و فاجری به دختران رسول خدا نگاه می‌کند؟! یزید از روی غضب به او نگاه کرد عبدالله بن عمر بن عاص برخاست و به سمت یزید رفت سرش را بوسید و گفت؛ ای امیرالمومنین این کسی که با تو صحبت می‌کند منظوری ندارد. خشم یزید آرام شد سپس سرش را به سمت سکینه بلند کرد و گفت؛ همانا پدر تو به حق من آگاه نبود و با من در خلافتم جدال می‌کرد! حضرت سکینه فرمود؛ ای یزید به کشتن پدرم خوشحال نشو! زیرا او بنده صالح خداوند بود که خداوند او را به سوی خود خواند و او را اجابت کرد! اما تو در پیشاروی خداوند،موقفی داری که درباره پدرم از تو خواهند پرسید! برای سوال خداوند از خودت جوابی مهیا ساز و برای موقف خودت سخنی آماده کن! او گفت؛ای سکینه ساکت باش! برای پدرت در نزد من حقی نیست! فی قتل الحسین 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا