eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.5هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 🌸🌸🌸 با هدیه ی قشنگی که از تولدِ امسالم، در کنارت گرفتم، فهمیدم روزمرگی های انسان بدونِ نام و یاد و به غیر از نیت برای رضایت خداوند و ائمه، روزمُردگی هست نه روزمره. 🌱🌱🌱 فهمیدم نیتِ خالص داشتن هست که انسان رو در دو عالم بزرگ میکنه🌱 اونجا برام تیکه ای از بهشت بود، چون میزبانش تو بودی! اونجا دلم آروم گرفت، چون قلبم و به وجودت گره زدم🌱 🌸🌱🌸🌱🌸 https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدایا مرا در راهی خرج کن که مرا برایِ آن آفریدی🌱 🙏 https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
بوی بر از جزو تا کل ای کریم بوی بر از ضد تا ضد ای حکیم 🌸🌸🌸🌸 ای انسان بخشنده، بدان که از دردهای کوچکِ زندگیت هست که به کل میرسی، و هر چیزی با ضدِ خودش شناخته میشود. و آرامش و راحتیِ واقعی فقط از سختی هاست که حاصل می‌شود. 🌱🌱🌱🌱 تا تاریکی نباشد، نور معنایی ندارد تا ظلم نباشد عدل و مهربانی معنایی ندارد. 🌸🌸🌸🌸 و اینجاست که آرامش بعد از طوفان معنی پیدا می‌کند؛ یعنی آگاهی ایجاد شده و ما رو رشد داده ؛ فقط باید در شرایط سختمون، انسانیت خودمون رو حفظ کنیم، و در بندِ نفسمون نشیم که در آخر به اژدها تبدیل بشیم. این درد از ما الماس بسازد، تا در هر جمعی و محفلی بدرخشیم و از ما به انسانِ بزرگ یاد شود. نه سرشار از عقده و حسرت!!!! 🙏 😍 https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به هر طرف نگری جلوه جمال خداست ادب کنید که میلاد سیدالشهداست گرفته ختم رسل روی دست آینه‌ای که در صحیفه او صورت خدا پیداست به مصحف رخ او با وضو نگاه کنید که نقطه نقطه آن جای بوسه زهراست ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار مبارک. https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
بریم برای ادامه کتاب یادت باشد... و فاتحه ای نثار روح بزرگ این شهید والا مقام کنیم که معنای پاسداری رو بصورت کامل در اوج جوانی بهمون نشون دادن🌱
وقتی از جنوب برگشتم، چند روزی بیشتر به ایام عید نمانده بود. ومن ۲۴ ساعته در حالِ دویدن بودم. حمید پیام داد و از برنامه تحویل سال پرسیده بود. گفتم: نمیدونم مزار شهدا خوبه بریم؟ گفت دوست دارم بریم قم. گفتم آخر سال جاده ها شلوغه، ماشین نداریم، سختمون میشه؛ گفت تو از پدر مادرت اجازه بگیر، خودش جور میشه. من تو رو از حضرت معصومه گرفتم میخو ام برم تشکر کنم. از پدرو مادرم اجازه گرفتم یک روزه بریم و بر گردیم. موقع تحویل سال انقدر شلوغ بود که نشد جلوتر بریم. همان جا داخل حیاط روبه روی صحن آیینه به سمت ضریح گفت: خانم! خانمم رو آوردم ببینی! ممنونم که منو به عشقم رسوندی! تقریبا غروب شده بود، آن موقع نه رستورانی باز بود و نه غذایی پیدا می‌شد. با این گرسنگی، بيسکوئيت ها حکم لذیذترین غذای ممکن رو داشت. حمید با خنده گفت: تو چه زنِ کم خرجی هستی. من از صبح نه بتو صبحانه دادم نه ناهار. برای شام هم که می‌رسیم قزوین. اگه انقدر کم خرج باشی، هر هفته میبرمت مسافرت😄 از قم برگشتیم و به دید و بازدید های اقوام رفتیم... بعد از عید گوشه ذهنم به تولد حمید فکر می کردم. دوست داشتم اولین تولد حمید که من کنارش هستم یه جشن خودمونی بگیرم. چهار اردیبهشت روز تولد حمید بود که باهول از خواب پریدم. خواب عجیبی دیده بودم. آقایی با نورانیت خاص که مشخص بود شهید شده میخواست چیزی بمن بگوید. تاخواست حرف بزند، بیدار شدم. 🌸🌸🌸🌸 با حمید قرار داشتم که به مناسبت تولدش به مزار شهدا برویم. برایش کیک خریده بودم. خودش بود و خودم و شهدا.❤️ در عالم خودم بودم که یهو خشکم زد. چشم هایم چهارتا شد. یکی از عکسها همان شهیدی بود که من در خواب دیده بودم. 🌸🌸🌸 کیک را گذاشتیم وسط و عکس انداختیم وقتی داشت کیک رو برش میداد سرش را بلند کرد و چشم در چشم بمن گفت؛ فرزانه ممنونم بابت زحماتت... 🌸🌸🌸 نیمه دوم اردیبهشت برای یه دوره ۳ ماهه پزشک یاری باید به مشهد میرفت. هیچوقت مانع پیشرفتش نشدم. ولی سه ماه دوری برای هردومان خیلی سخت بود... تقریبا هر شب تماس میگرفت و از کفش پوشیدن صبح تا لحظه ای که به خانه برمیگشتم تعریف میکردم... ادامه دارد... https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا