eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.4هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزِ جوان رو به عزیزانمون اینگونه بگوییم، عزیزتر از جانم🌱 با دست های توانمندت هر نا شدنی را به شدن میتوانی تبدیل کنی🌸 دستانت از هر ناتوانی مبراست🌱 🙏🌱 ❤️ https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
حمید سرِ سفره صبحانه که نشست گفت: همکارا میگن خانم ها فقط سال اول عروسی صبحونه آماده میکنن. سال اول که تموم بشه دیگه از صبحونه خبری نیست. خندیدم و گفتم: تا روزی که من هستم، تو بدون صبحونه از این خونه بیرون نمیری❤️ صبحتون همینقدر زیبا 🌱🌱🌱🌱 راستی شما که خدایی ناکرده اینجوری نیستین؟؟؟ همسرتون یا بچه ها، بدون صبحونه و بدرقه و دعای خیر شما برن سرکار و مدرسه؟؟؟!!! یادتون نره زن بالاترین نقشش، ایجاد آرامش در خونه هست❤️ https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خونه هم عین دسته ی گل شد🌱 شکر خدا گردگیری بنده هم تمام شده🤲 با کمترین مصرفِ آب و بیشتر با دستمال و سرکه، خونه تمیز شده، پرده ها هم بنظرم فعلا نیاز به شستن نداشت، نشستم، فرش هم به قالیشویی ندادم، با یه کاسه آب و صابون رنده شده تمیز شد، 🌸🌸🌸🌸 و کلِ خونه بدون هدر رفت زیاد آب در این شرایط بحرانی، کامل تمیز شد شکر خدا🤲🌱 https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بریم برای ادامه داستان یادت باشد...
ساعت حدود ۱۱ از هیئت برگشته بود، که دیدم دوتا غذا دستش بود، گفتم اینا چیه آوردی؟ گفت آخر هیئت غذای نذری می دادن، برای همین غذا رو گرفتم زودتر اومدم خونه که تو هم بی نصیب نمونی. گفتم آقا اینکارو نکن من راضی نیستم به زحمت بیفتی. گفت اتفاقا از عمد اینکارو میکنم تا بقیه هم یاد بگیرن. دوست ندارم مردی بیرون از خونه چیزی بخوره که خانمش داخل خونه نخورده باشه. هیئت که می رفت هر چیزی میدادند، نمی‌خورد می‌آورد خونه با هم می‌خوردیم. 🌸🌸🌸🌸 بساعت نگاه کردم حمید برخلاف روزهای قبل خیلی با آرامش صبحانه می‌خورد. گفتم: همه ش چند دقیقه وقت داری ها. الان سرویس تون میره حمید. حواست کجاست؟ گفت حواسم هست خانم. امروز بخاطر این چادری که امانت گرفته بودی و گفتی ببرم به همکارم برسونم با سرویس سپاه نمیرم. به اندازه سنگینی همین چادر هم نباید کار شخصی با وسیله و اموال سپاه انجام بدیم! متعجب از این همه دقت نظر روی بیت المال، سراغ درست کردن معجون اول صبح های حمید رفتم. هرروز صبح معجونی از پودر سنجد، عسل و آب ولرم و دارچین برایش درست میکردم. چون بخاطر فعالیت زیاد که حین ماموریت و باشگاه داشت زانوانش، درد گرفته بود.🌱 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 اولین ماه رمضانی بود که دور از خانواده هایمان تجربه میکردیم، ماه رمضان بیشتر بیدار می ماندیم. بجای خواب گاهی تا ساعت دو شب کتاب دستمان بود و با هم صحبت می کردیم. هر روز داستان‌ها و سیره ی یکی از ائمه را می‌خواندیم.روز چهاردهم کتاب را با خواندن زندگی امام زمان تمام کردیم. و قرار گذاشتیم هر کدام کتابی را که خواندیم خلاصه اش را برای دیگری تعریف کند. بیشتر به کتاب های اعتقادی علاقه داشت، دوستداشت در جمع هیئت و حلقه های دوستان، اگر سوالی پیش می آمد، با اطلاعات روز پاسخ دهد. روزهایی که خانه می ماند با هم کتاب میخواندیم، نظر میدادیم و بحث میکردیم، گاهی بحث هایمان چالشی میشد. همیشه موافق نظر همدیگر نبودیم... ادامه دارد... https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی پست بعد،مینویسم چکار کنیم یه تربیتِ توحیدی داشته باشیم برای بچه هامون ان شاالله 🤲🌱 یه تربیتی که بچه ها و نسلمون هم این دنیاشون قشنگ باشه، رشد کنن و هم اون دنیاشون قشنگ باشه و عاقبت بخیر بشن🌱 اینکه نه نقدی باشیم برای بچه ها و نه نسیّه، و یه زندگی کردنِ قشنگ و طرز فکر عالی رو برای بچه هامون داشته باشیم طبق گفته ی تربیتیِ استاد طباطبایی و یه تربیت توحیدی🌱 https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347