2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارزش و منزلت زنان از نظر پیامبر اکرم (ص).
بفرست برای هر کسی که اسلام رو دینِ زن ستیز میشناسه🌱
#زن_ریحانه_است
https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
ممنونم که انقدرر ماهید❤️
و خبر میگیرید،🙏🌱
دلم لک زده برای بافتن و روزمره و کارهای روزانه، که خیلی از ما خانمها گاهی بخاطر تکرار، خسته میشیم 😍
ان شاالله فردا میرم خونه و کارهای اصلی تموم شده...
گفتید سیمان کردید گرد و خاک بلند نمیشه بعد موکت؟؟
روی سیمان رنگ مخصوصِ کف رو زدیم و روش هم فوم میزاریم و بعد موکت میزاریم🌱
خیلی ها تون گفتید، موکت گذاشتید بخاطر بچه ها، و خیلی راحت شدید؛
ممنونم از انرژی ای که میفرستید؛
ان شاالله که برای همه خیر باشه و خیر اتفاق بیفته🤲❤️
https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
#سلام
#صبح_آخر_هفته_تون_رنگی_رنگی❤️💚💙
الهی این روزا براتون اتفاقی بیفته که مدتها منتظرش بودید و از شوق اشک بریزید🌱
یه الهی آمینِ دست جمعی شاید برسونه مارو به آرزوهای قشنگمون❤️
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_بالقران 🤲
https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347
«جان» دادن یا «رأی» دادن؟!
صالح غزهای، یک فلسطینی از اهالی غزه که در ایران زندگی میکند، در کانال خود درباره انتخابات پیشِروی ایران چنین نوشت:
❞ ما در غزه با خون مظلومان، داریم آزادی خودمان را انتخاب میکنیم.
خوشا به حالتون که با دادن تنها یک رأی بدون هزینه جانی و بدون تلفات انسانی، دارید آزادی خودتان را انتخاب میکنید.
این فرصت که ساده به نظر میاد، هزینه بسیار سنگینی داشت؛ و اگر ساده ازش بگذرید و خدایی نکرده روزی از دستش بدید، مجدداً هزینه سنگینی خواهید داد.
انتخابات تنها انتخاب یک شخص یا یک گروه برای گرفتن یک مسؤلیت نیست؛ انتخابات یعنی یکصدایی جامعه برای اعلام تنفر از استعمارگری و سلطهگری کشورهای استکبار. اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ❝
━━━━━━━━━━━━━━
«تــوحــیــد تــشــیّــع» ■ @ShiaTowhid
داشتم با مادرم درباره خانه ی سازمانی ای که قرار بود بما بدهند صحبت میکردم.
موقع خداحافظی پدرم گوشی را از مادرم گرفت، من اسم حمید رو خط زدم برای اعزام به سوریه یه جوری بهش بگو.
بهش گفتم خیلی ناراحت شد. گفت دایی نباید اینکارو میکرد. من خیلی دوست دارم برم سوریه.
آن شب خواب به چشم حمید نیامد. میدانستم این سری حمید بماند دق می کند.
صبح بعد از راه انداختن حمید، به خانه پدرم رفتم. کلی با پدرو مادرم صحبت کردم. از پدرم خواستم اسم حمید را به لیست اعزام برگرداند.
پدرم گفت: دخترم این خط و این نشون! حمید بره شهید میشه. مطمئن باش!
مادرم هم که نگران تنهایی های من بود گفت: فرزانه! من حوصله گریه های تو رو ندارم! خدایی ناکرده اتفاقی بیفته، تو طاقت نمیاری.
گفتم؛ حرف هاتون رو متوجه میشم ولی دوست ندارم مانع سعادتش بشم😢
حمید دوست داره بره مدافع حرم باشه.
حمید که از خانه بیرون میرفت، شروع میکردم به گریه کردن😢
دلم آشوب بود و حال خوبی نداشتم، ولی حمید پر از آرامش و اطمینان بود.
🌸🌸🌸🌸
به چند نفر از دوستان و آشناها زنگ زدم تا شاید آنها بتوانند آرامم کنند، ولی نشد.
حتی بعضی با حرف هایشان نمک روی زخمم پاشیدند.
🌸🌸🌸🌸
حمید که اومد صورتم را که دید متوجه شد گریه کرده ام. دستم را گرفت و گفت: قول میدی آروم باشی و گریه نکنی؟ من قول میدم نیم ساعته برم و برگردم.
درست است که بی قرار بودم و نمی توانستم دلم را راضی کنم، با این حال نمیخواستم جز زن های نفرین شده ی تاریخ باشم که نگذاشتند شوهرشان به یاری حق برود.
🌸🌸🌸🌸🌸
گفتم؛ آقا شما معلوم نیست کی اعزام بشی. شاید همین فردا رفتی. الان سر حوصله چند خطی بعنوان وصیت نامه بنویس.😢
قرار شد دو برگه جدا از هم دو وصیت نامه بنویسد، یکی برای دوستان، همکاران و مردمی که بعدا میخوانند،
و یکی هم خصوصی برای من، پدر و مادرهایمان، برادرها، خواهرها و اقوام نزدیک.
دست به نوشتن خوبی داشت. به خط آخر که رسید، گفتم عزیزم! معمولا همسران شهدا گله دارن که نتونستن دل سیر همسرشون رو ببینن. آخر وصیت نامه بنویس که اگر شهید شدی اجازه بدن نیم ساعت با پیکر تو تنها باشم.
خواهشم را قبول کرد و نوشت تا اجازه بدهید چند دقیقه ای همسرم با بدنم تنها باشد...😭
لای قرآن گذاشتم
ادامه دارد...
#یادت_باشد
https://eitaa.com/joinchat/723190026C3eb72c0347