هدایت شده از روح!
پیر شدیم وسطِ روزایی که جوونی حقمون بود .
+اره همینه که تو میگی.
هدایت شده از روح!
بازهم توقع بیجا.
همین توقعهای بی سر ته قلبتو چرک، چروک، پژمرده میکنه.
عادتیه که موندگار شده تو وجودت .
هر بار که از یه نفر ناامید میشی سیاهی تو روح و روانت رخنه میکنه.
اما بازهم غنچه اعتمادت انتظار میکشه برای شکفتنی که حاصلش جز خشکیده شدن چیزی نیست.