هدایت شده از تَفَحُصات|ر.ع
@Abiyedoordastسفر _ محمد معتمدی.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
«از این به بعد سفر مقصدِ نهایی ماست!»
[ لاجَرم ]
[ باب۱،ص۲۶،۲۷ ] کلمات جدید: سجل = حکم و فتوای قاضی الم = درد و رنج حرف گیر = عیب جو دستار بند = عال
[ باب۱،ص۳۳،۳۲،۳۱،۳۰،۲۹،۲۸ ]
کلمات جدید :
خرده = دارایی
مرجل = دیگ
ویم = گِلآبه ای که به کاهگل میزنند.
پیم = شیر خوردنی
دژم = رنجور (ترکیب غم و خشم)
ذل = خاکساری
سمر = سمر یا کهور نام درختی کهن
سودا = فکر،خیال
مستقسی = نوعی بیماری،تشنگی بیش از حد و آب خواهی مداوم
قرین = همدم
غریو = فریاد،فغان
زمره = دسته،گروه
گلفام = گلگون
زیب = آرایش،زینت
دوک = در اینجا به معنی نهیف و لاغر
مضمون:
پرهیز از پیش داوری و توجه به مهارت و نیکی فرد مقابل.
پادشاه با وجود دسیسه چینی اطرافیان،درایت و قضاوت درست را پیش میگیرد و از وزیر جدید حمایت میکند.
شاه بیت :
میازار پروردهٔ خویشتن
چو تیر تو دارد به تیرش مزن"
به دیگران آسیب نزن چون ممکن است خودت هم آسیب ببینی و زخمی شوی.
دو کس را که با هم بود جان و هوش
حکایت کنانند و ایشان خموش!
دو نفر که همیشه با هم هستند،
جان و روح یکدیگر را بیان میکنند،
اما خودشان در سکوت هستند.
در اینان به حسرت چرا ننگرم؟
که عمر تلف کرده یاد آورم..
چرا با حسرت به فرصت های از دست رفته
نگاه نکنم؟ وقتی که خودم عمرم را به یادآوری گذشتهها هدر دادهام.
اگر محتسب گردد آن را غم است
که سنگ ترازوی بارش کم است.
اگر «محتسب» (پاسبانی که ناظر بر اعمال شرعی مردم است"مامور احکام شرعی") ناراحت و غمگین است، علتش این نیست که مردم تقلب میکنند؛ بلکه غمش این است که سنگِ وزنِ ترازوی بارِ خودش کم است و نمیتواند بیشتر از حقش بردارد!
( کم شدن منافع شخصی اش)
هدایت شده از بنتِ مشغله -
اطلاعیه تشییع؟
« من تورا برشانه هایم میکشم
یا تومیخوانی به گیسویت مرا ».