هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
نوشته بود مغزم رو انگار به دُم سیصد تا اسب وحشی بستن و هرکدوم به یه سمتی تاختن..
@ir_tavabin
منی که برای همه جا آرایشم رو داشتم مدتها قبل،تصمیم گرفتم هیئت که میرم آرایش نکنم.
اولش نیتم سطحی بود ولی هرچی گذشت بیشتر متوجه شدم یه رفتار ساده میتونه چقدر بعد های متفاوت داشته باشه.
اگر مثل من اید،حس جالبیه امتحانش کنید.
هدایت شده از تَفَحُصات|ر.ع
گرفتاری یعنی من تو هیئت هم انقدر مشغول -خودم- میشم، شما رو پیدا نمیکنم آقای امام حسین.
هر لحظه گم و گور تر از لحظه ی پیشم..
_ ما رو از دست خودمون نجات بده🤲🏻
هدایت شده از هیچ²
کشتی نوح نشد منتظر هیچکسی
این حسین است که با خود همه را خواهد برد
هدایت شده از -وایه|Vayeh-
شبای محرم دلم میخواد ۵.۶ نفر باشم.
یه نفر بره هیات خودمون.یه نفر بره سخنرانی حاج اقا مومنی.یه نفر بره حرم.یه نفر بره روضههای نریمان پناهی.یکی ام بشینه یه گوشه و تا صبح مداحی های مورد علاقشو گوش کنه و باهاشون گریه کنه. شبای محرم از جسم تک بعدی ناراحتم.
هدایت شده از نقطهیپرگار
من تازه فهمیدم علاوه بر آهنگ و یهسری چیزهای دیگه که توشون پیرمردم، توی هیئت و مداحی هم پیرمردم. مثلاً من هنوز مداح رو هلالی و کریمی و اینا میدونستم، و تازه با امثال یبرنژاد و ایزدخواه و غیره آشنا شدم.