هدایت شده از نقطهیپرگار
من تازه فهمیدم علاوه بر آهنگ و یهسری چیزهای دیگه که توشون پیرمردم، توی هیئت و مداحی هم پیرمردم. مثلاً من هنوز مداح رو هلالی و کریمی و اینا میدونستم، و تازه با امثال یبرنژاد و ایزدخواه و غیره آشنا شدم.
[ لاجَرم ]
من تازه فهمیدم علاوه بر آهنگ و یهسری چیزهای دیگه که توشون پیرمردم، توی هیئت و مداحی هم پیرمردم. مث
یبرنژاد و حضرتی کابوسن برام.
تو گلزار شهدا کانکس دیدید بین قطعه ها؟
اون کانکسها برای همسر و مادرای شهیده.
آخر هفته ها که میان،شب رو بتونن کنار
فرزند/همسرشون بگذرونن.
پریشون و پر استرس خودشو کشید سمتم.
-خانم میشه یه سوال بپرسم؟
-من الان مزار برادرم بودم،یکسری آدم منفی دیدم.سر مزار برادرم.شما باشید استرس نمیگیرید؟
+منظورتون از آدم منفی چیه؟
-نمیدونم،با خانواده پدرم خوب نیستم،احتمالا کار اوناست.
طرف از سرِخاک تا مترو اومد دنبالم،شما باشی نمیترسی؟
اونا میخوان منو ناخوش جلوه بدن، میخوان بگن من حالم بده مشکل روحی دارم. اصلا پدرم موجب مرگ برادرم شد،حالا هم نوبت منه.
خانم من مشکل روحی دارم؟
این آدما میتونه انرژی اموات باشه؟
گفت و گفت و گفت.
از ستم عزیزانش تا
حسرتِ شدنی ترین نشدنی ها.
دنبال تائید و دلداری نبود،دنبال جواب بود.
از ترند ها هیچ جوره خوشم نمیاد.
ترند ها هر چقدر هم که قشنگ باشن،سلیقهت،هویتت و علایقترو
ازت میگیرن.