هدایت شده از . خودت باش دختر .
وایسا با گربهی تو حیاط یه مشورتی بکنم بعد بهت میگم.
یه سری حرفا هس که به عزیز ترین آدمزندگیتم نمیشهبگی
من اونارو به هیشکی نمیگم فقط تو ذهنم بهشون فکر میکنم و اشک میریزم
آدمای دورم اینطورین : از دست دنیا و آدماش حالمون بده پس بریم سر یگانه خالی کنیم
دلم میخاد برم تو یه اتاق پر از شکستنی همه چیو بشکونم خراب کنم با پتک بیوفتم به جون در و دیوار جیغ بزنم گریه کنم خودمو خالی کنم بعد بیام بیرون
وقتی بخوره تو ذوقم یا بی احترامی بهم بشه
دست خودم نیست خود به خود کم حرف میشم
یه حرفی میخام بزنم منصرف میشم
یه چیزی میخام تایپ کنم میگم خب که چی