خیلی دلم میخواست
که بدونم گناهم چی بوده
که چرا مستحق این همه حالِ بدم
چرا مستحق این همه اشک و آهم
مانند ماهیای که در تُنگ است
و با حسرت به دریا مینگرد
من هم به اندازه ی آن ماهی
حسرت دیدار تورا دارم
گاهی اوقات حوصله ی گریه هم نداری
از چشمات اشکی نمیاد
ولی قلبت با تمام وجود داره اشک میریزه