مانند ماهیای که در تُنگ است
و با حسرت به دریا مینگرد
من هم به اندازه ی آن ماهی
حسرت دیدار تورا دارم
گاهی اوقات حوصله ی گریه هم نداری
از چشمات اشکی نمیاد
ولی قلبت با تمام وجود داره اشک میریزه
- روحِ من -
به نقطه ای رسیدم که هیچ چیز و هیچکس برام مهم نیست
واکنش مغزم به این جمله :
چصشر گفتی دوباره ؟