دلم میخاد آدمای دورم
سرشون تو زندگی خودشون باشه
اینقدر سوال پیچم نکنن که چته
من خودممنمیدونم دقیقا بخاطر کدوم دردم دارم حال بدی میکشم
من میخام خودم سرم تو زندگیخودم باشه
لطفا ازم دوری کنید
از مندور باشید
نمیخام حالتون مثل من بشه
نمیخاماون دختری باشم که خانواده هاتون میگن باهاش نگرد :)
غمگینم
مانند آدمی که یک عمر
برای یک چیز تلاش کرده
و در یک لحظه
همه چیز نابود میشود
من یه جاهایی میتونستم حس کنم چقدر نمک نشناسین
ولی نخواستم باور کنم
گفتم اینا در حق من همچین کاری نمیکنن
ولی بدجوری این موضوع رو بهم ثابت کردید
هیچوقت نفهمیدم چرا
چرا اینکارو کردید
من که کاری تون نکردم
گاهی اوقات به یه جایی میرسی
که دیگه هیچ چیزی
برات مهمنیست
دیگه ول میکنی به اَمون خدا
تا بگذره و بگذره
تا تموم شه
احتمالا تموم بشه راحت میشم :)
تو اگر از یه آدمی بدت بیاد
میشه اون حس رو تغییر داد
ولی اگر یکی از چشمت بیوفته
هیچ جوره برات مهم نیست
نه خودش نه کاراش
سعی کنید ، کاری نکنید
که به این مرحله
برای یه آدم برسید
زیر مجموعه ی خودم هستم
مثل مجموعه ای که سخت تهی ست
در سرم فکر کاشتن دارم
گرچه باغ من از درخت تهی ست
عشق آهوی تیزپا شد و من
ببر بی حرکت پتوهایم
خشمگین نیستم که تا امروز
نرسیدم به آرزوهایم
نرسیدن رسیدن محض است
آبزی آب را نمی بیند
هرکه در ماه زندگی بکند
رنگ مهتاب را نمی بیند
دوری و دوستی حکایت ماست
غیر از این هرچه هست در هوس است
پای احساس در میان باشد
انتخاب پرنده ها قفس است
وسعت کوچک رهایی را
از نگاه اسیر باید دید
کوه در رشته کوه بسیار است
کوه را در کویر باید دید
گرچه باغ من از درخت تهی ست
در سرم فکر کاشتن دارم
شعر را، عشق را، مکاشفه را
همه را از نداشتن دارم...
- یاسر قنبرلو -
انگاری روحم دلش یه خواب عمیق میخاد
که وقتی بیدار میشه
روحش از هرچی وایب منفی و خستگی و غمِ پاک شده باشه