خدا خودش این شبایی که دارم
با جون دادن میگذرونم رو میبینه
خودش جواب همتونو میده
خودش میبینه چیکارم کردید:)
من از درون فریاد میکشم
ولی مهر خاموشی بر لبانم زدهام
از درون همه چیز را میشکنم
ولی ظاهری آرام و بیخیال دارم
از درون نابود شدهام
ولی هیچگاه بروز ندادم
و این من هستم
من دوست دارم
هرچی که هستی
من اینی که هستی رو دوست دارم
نمیخام تغییر کنی
نمیخام عوض بشی
نمیخام وضعت بهتر بشه
من همینیکه هستی رو میخام
خواهش میکنم بفهم
هیچوقت
هیچوقت نفهمیدم چیشد
که تبدیل شدم به اینی که الان هستم
بی حوصله و بی ذوق
اینقدر ساکت
روز خوب ، حال خوب ، ده دقیقه آرامش
به من نیومده؟
که هروقت حس میکنم امروز دیگه خبری از حال و خبر بد نیست
یهویی یه چیزی درست میشه ؟